تور کرمانشاه









توضیحات:


clock محل حرکت میدان ونک ابتدای خیابان برزیل
home-xxl زمان حرکت 97/02/11 ساعت21
bus2 زمان بازگشت 97/02/13
bus2 وسیله نقلی اصلی اتوبوس
bus2 وسیله نقلی محلی ندارد
bus2 محل اقامت هتل 2 ستاره تاپ
bus2 میزان پیاده روی حدود یک ساعت
sun آب و هوا مشاهده وضعیت
home-xxl استان مورد بازدید کرمانشاه

سایرخدمات:

بیمه مسئولیت مدنی
تیم پشتیبانی به همراه لیدر مجرب میراث فرهنگی

نکته

ممکن است در برخی از برنامه‌های اعلامی، به دلایل مختلف اعم از بدی آب و هوا و...، جابجایی صورت پذیرد.
خواهشمند است با دقت خدمات سفر را مطالعه و در صورت نیاز با دفتر تماس حاصل فرمایید.

پذیرایی و اقامت
صبحانه نهار شام اقامت
روز مکان توسط مکان توسط مکان توسط محل توضیحات
اول ----- ----- ----- ----- ----- ----- اتوبوس
دوم رستوران آژانس رستوران آژانس رستوران مسافر هتل2* تاپ
سوم رستوران آژانس رستوران آژانس --- --- ---- -----
لوازم ضروری
داروهای شخصی کارت شناسایی کرم ضد آفتاب
وسایل نظافت و شخصی کفش پیاده روی فلاکس چای
زیر انداز کوله چند روزه لباس مناسب فصل
لیوان و بطری آب کلاه و عینک آفتابی اصل شناسنامه برای زوجین

آشنایی با منطقه

کرمانشاه

پیشینه تاریخی

بر اساس شواهد و مدارک باستان شناسی، استان کرمانشاه، جزو اولین زیستگاه های انسان و از مراکز مهم جمعیتی در زاگرس میانی، به شمار می رود. تمامی ادوار زندگی انسان از دوره سنگی و دوره های تمدن پیش از تاریخ تا تشکیل حکومت های بزرگ، سیر تحول خود را در این محدوده طی کرده است. براساس مدارک موجود باستان شناسی، انسان های اولیه، حدود ۹ هزار سال پیش پس از ترک زندگی غارنشینی و روی آوردن به یک جا نشینی، این منطقه را به عنوان محل سکونت خود انتخاب کرده و در آن جا ساکن شدند. بنابراین می توان گفت؛ نخستین روستای خاورمیانه در دوران نوسنگی از سال ۹۸۰۰ ق. م تا ۷۴۰۰ ق. م، در این منطقه شکل گرفته است. 

پس از مهاجرت اقوام آریایی در هزاره سوم و چهارم ق. م، دامنه کوه های زاگرس این منطقه به یکی از مراکز مهم تجاری و بازرگانی تبدیل شد. بازرگانان این منطقه با بازرگانان شوش و بین النهرین داد و ستد و تبادل کالا داشتند. این مهاجرت تاریخی بعدها به مهاجرت «گوتی» یا «کاسی» مشهور شد.

ذکر طوایفی که در زاگرس سکونت داشته اند در کتیبه های سارگن پادشاه اکد که در سالهای ۲۰۳۰ تا ۲۰۴۸ ق. م، بر جنوب بین النهرین حکومت داشت، آمده است. ساکنان این منطقه شامل طوایفی به نام لولوبی، گوتی، منابی، نایری، آمادا، پارسوا هستند. لولوبی ها از اجداد لرهای ایران هستند که در گذشته در سرپل ذهاب و سلیمانیه کردستان عراق که بخشی از ایران محسوب می شد، ساکن بودند. 

در دوره ساسانی، استان کرمانشاه بیش از هر دوره دیگری از اعتبار و رونق خاصی برخوردار بود. شهریاران ساسانی به علت نزدیکی این منطقه به پایتخت آن ها یعنی تیسفون ایام تابستان را در قصرهای ییلاقی این منطقه می گذراندند. این استان در گذشته به عنوان دومین پایتخت ساسانیان مورد توجه حکومت بود و همین باعث به جا ماندن آثار بسیار زیاد و ارزشمندی در این استان مانند طاق بستان، کتیبه بیستون و معبد آناهیتا شده است.

کرمانشاه در متون کهن پهلوی از جمله کارنامه اردشیر بابکان که مهم ترین سند پهلوی جهان است به نام «کردان شاه» آورده شده است. نام کرمانشاه یا کردان شاه را بهرام چهارم ساسانی که به مدت ۱۱ سال، حکومت ساسانی را بر عهده داشت- از سال۳۸۸   تا ۳۹۹ میلادی- بر این منطقه گذاشته است. سیستم حکومتی ایران باستان به این گونه بود که تمامی شهرها پادشاهی از همان منطقه داشتند و همه این پادشاهان زیر نظر شاه شاهان که شاهنشاه نامیده می شده بودند. کتب باستانی ایران ساخت کرمانشاه را به طهمورث دیو بند نسبت داده است. 

پس از حمله اعراب به ایران به فرماندهی سعد جریر در سال ۶۴۰ م، و فتح کرمانشاه، این منطقه به کلی ویران و از جمعیت آن کاسته شد، درپی این حملات مردم کرمانشاه به شهر دینور مهاجرت کردند و بعد از آن از اوایل قرن دوم هـ. ق، مردم کرمانشاه شهری در حاشیه رود قره سو ساختند و در زمان حکومت عباسیان به علت موقعیت استراتژیک خود یکی از چهار شهر مهم عراق عجم به حساب می آمد.

کرمانشاه در دوره حکومت سلجوقی ها به طور رسمی کردستان نامیده شد. با حمله سپاه مغول به ایران در سال ۱۲۲۰ م، بار دیگر این منطقه ویران شد و در زمان لشکرکشی هلاکوخان به بغداد خسارات زیادی را متحمل شد. 

در دوران صفویان و در زمان حکومت شاه صفی، جنگ های میان دولت ایران و دولت عثمانی با انعقاد قرارداد ذهاب در سال ۱۰۱۸ هـ. ش، پایان یافت و بدین ترتیب کرمانشاه از عصر شاه صفی تا پایان دوره صفویه دورانی از آرامش همراه با پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را گذراند. 

در عصر افشاریه؛ به دلیل وجود توپخانه نادری در کرمانشاه این شهر اهمیت نظامی یافت و به جبهه جنگ نادر شاه با دولت عثمانی تبدیل شد. 

در دوران زندیه، این منطقه توسط، الله قلی خان زنگنه اداره می شد ولی در پی مرگ کریم خان، وی به عنوان یکی از مدعیان قدرت، برای دستیابی به تاج و تخت باعث بروز جنگ و وارد آمدن خسارت های فراوان در منطقه شد. 

دولت قاجار نیز خدماتی را برای کرمانشاه به ارمغان آوردند. فتحلیشاه قاجار برای کوتاه کردن دست عثمانی ها در سال ۱۱۸۴ هـ. ش، فرزند خود محمد علی میرزای دولتشاه را برای سرکوب تجاوزهای عثمانی به حکومت کرمانشاهان منصوب کرد. در پی این انتصاب، وی این شهر را پایتخت خود قرار داد و بناهای بسیاری از جمله: دیوانخانه، حمام ها، مساجد و بسیاری دیگر را ساخت. فرزند دولتشاه بستان السیاحه،  ۲۵ سال حاکم کرمانشاه بود و در راه آبادانی شهر کوشش نمود. بنای بازار مسقف فعلی و مسجد عمادالدوله یادگاری اوست. 

کرمانشاه در جنگ جهانی اول و دوم به تصرف نیروهای خارجی درآمد و پس از پایان جنگ تخلیه شد. صدمات و خسارت های وارد شده به کرمانشاه و حتی کتیبه جهانی بیستون نشان دهنده ولی این جریان؛ اهمیت و موقعیت سوق الجیشی این منطقه در آن دوره بوده است .

در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ با روی کار آمدن رضاشاه پهلوی حکومت مرکزی توانست تا اندازه‌ای نفوذ و قدرت خود را در سراسر ایران تامین نماید و به آبادانی این منطقه در این دوره افزوده شد. 

متأسفانه در طول مدت ۸ سال جنگ تحمیلى عراق علیه ایران، بار دیگر این استان متحمل خسارت‌هاى فراوانى گردید. که طى سال‌هاى بعد از جنگ مرمت و بازسازى شدند.

غذاهای محلی

پرشت، پلو سیب، خمار آشی، خورش خلال بادام، شلمین، دوینه، زورده، زو و کره.

 سوغات 

 بخش شیرینی : کاک تخم مرغی، نان برنجی یا کلوچه برنجی، نان خانقی یا نان خرمایی

بخش دامداری : روغن کرمانشاهی یا روغن حیوانی که از شهرت جهانی برخوردار است.

بخش صنایع دستی : انواع آلات موسیقی چون: دف، تنبور، تار، دیوان و سه تار، انواع حصیرها، جاجیم، قالی، قلم زنی های روی مس، گلیم، گیوه

بیگلربیگی

بناهای مذهبی در هر کشوری از جایگاه ویژه‌ای نزد مردم برخوردارند که ایران اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و دارای هزاران بنای مذهبی با ارزش است و استان کرمانشاه نیز به واسطه عوامل بسیاری همچون قرار گرفتن در مسیر عتبات عالیات از قدیم الایام بناهای مذهبی بسیاری را داشته و این بناها نیز مورد تکریم و احترام مردم و زائران عتبات عالیات قرار گرفته است.

یکی از این بناها تکیه بیگلربیگی است، این تکیه یکی از زیباترین بناهای ساخته شده استان کرمانشاه در دوره قاجار است که مزین به کتیبه ها، تزئینات و آجرکاریهای است که نمایی چشم نواز را بوجود آورده است

گوشه به گوشه تکیه‌ بیگلربیگی را که بنگرید جز هنر، ظرافت و زیبایی چیزی نمی بینید و البته کتیبه‌ها و تزیینات و آجرکاری‌هایی که هنر دست معماران قاجار است.

عمارت تکیه بیگلربیگی در بافت قدیمی شهر کرمانشاه، در خیابان مدرس، مقابل مسجد جامع قراردارد.

ساخت این تکیه در سال 1309 توسط عبدالله خان فراش باشی ملقب به بیگلربیگی از مقامات مشهور و متنفذ کرمانشاه در دوره قاجاریه شروع و عملیات ساختمانی آن در سال 1315 به اتمام رسید.

تکیه بیگلربیگی دارای سه ورودی است که ورودی اصلی آن در جبهه جنوب شرق قرار دارد و سر در این ورودی به وسیله مقرنس‌های گچی و گچبری‌های برجسته تزیین شده همچنین در دو طرف ورودی دو ردیف طاق نما دیده می‌شود.

پس از سردر ورودی فضای هشتی قرار دارد که در دیواره‌های این فضا، طاقچه‌هایی ایجاد شده و سقف آن با رسم بندی‌های آجری تزیین شده و پس از هشتی، دالان نسبتاً درازی قرار دارد که به حیاطی اصلی تکیه منتهی می‌شود سقف دالان نیز با تزئینات مزین شده است.

تکیه بیگلربیگی در ایام محرم پذیرای انبوه عزاداران و زائران عتبات عالیات بوده است

ورودی دیگر تکیه بیگلربیگی از طریق کوچه بن بست جبهه شمالی است که از طریق این ورودی می‌توان به فضاهای مسکونی ضلع شمالی تکیه دسترسی پیدا کرد، تکیه بیگلربیگی دارای حیاط نسبتاً وسیعی است که کف آن در حدود 2.5 متر پایین تر از خیابان قراردارد و در وسط حیاط حوض بزرگی دیده می‌شود که این حیاط در ایام محرم انبوه عزاداران را در خود جای می دهد

اطراف حیاط به وسیله فضاهای متعددی احاطه شده که فضاهای بخش‌های شرقی و جنوبی حیاط کارکرد مسکونی داشته و در بخش غربی نیز گنبد خانه حسینی قرار گرفته، بخش شرقی حیاط شامل فضاهای دوطبقه است. داخل هر یک از این اتاق‌ها طاقچه‌های متعددی دیده می‌شود که ارتفاع فضاهای طبقه دوم 1.5 متر است و از این فضاها جهت انباری استفاده می شده است.

در ضلع شمال شرقی حیاط، مطبخ قرار دارد که در ایام محرم جهت تهیه غذای عزاداران مورد استفاده قرار می‌گرفته، در این بخش مجموعه‌ای از اتاق‌ها قرار دارد که بخش جنوبی حیاط نیز شامل چهارفضا است که سه فضای آن دارای ارسی است، راه دسترسی به این فضاها از طریق پلکان سنگی داخل حیاط است.

بخش شمالی حیاط دارای دو طبقه و یک زیرزمین است. زیرزمین تکیه شامل حوضخانه محل استراحت تابستانی و تعدادی اتاق است. سقف حوضخانه و استراحتگاه تابستانی با تیرهای چوبی و تخته کوبی پوشیده شده و اتاق‌های اطراف دارای طاق های آهنگ آجری است، سقف هریک از این اتاق‌ها با گچبری‌های زیبایی تزیین شده‌اند.

قسمت داخلی شاه نشین نیز با تزئینات گچبری مزین شده، نقوش ایجاد شده شامل طرح‌های هندسی، نقوش گیاهی، قاب بندی‌ها، نبش عقاب و ستون‌های گچی است. در بخش فوقانی شاه نشین قاب گچی دیده می‌شود که در داخل آن جمله ( یا ابا عبدالله الحسین) و تاریخ 1262 نوشته شده و به نظر می‌رسد تاریخ مذکور زمان تکمیل گچبری‌های تکیه بوده است، احتمالا از اتاق شاه نشین جهت پذیرایی و ملاقات افراد با بیگربیگی استفاده می شده و اتاق‌های اطراف شاه نشین و طبقه فوقانی که دارای تزئینات گچی است فضای استراحت بوده است. مهمترین قسمت تکیه بیگلربیگی، بخش غربی آن است و گنبدخانه حسینیه در آن قرار دارد، این قسمت شامل ایوان نسبتاً بزرگی است که از طریق یک رشته پلکان سنگی سه پله ای به حیاط تکیه راه دارد.

در جلوی ایوان دو ستون چوبی نسبتا بلند و دو ستون نما دیده می‌شود، همچنین سرستون‌های آنها از نوع سرستون‌های بیزانس است که با گچبری‌های گل و گیاه تزیین شده، سقف ایوان نیز دارای تزئینات منبت کاری است. از طریق یک در بزرگ چوبی با ارسی زیبا می توان وارد فضای اصلی حسینیه شد، حسینیه فضایی دوطبقه و در هر طبقه آن شش اتاق ساخته شده است سقف حسینیه دارای پوشش گنبدی است که نمای بیرونی و نمای داخلی آن شیروانی و نمای داخلی آن با آیینه کاری‌های زیبا تزیین شده است.

زیباترین آیینه کاری های دوران قاجار در تکیه بیگلربیگی وجود دارد

در هریک از گوشواره‌ها فضای حسینیه پنجره‌ای با اتاق هلالی و جود دارد و اطراف آن به وسیله آیینه کاری جملات "لا اله الا الله، محمدرسول الله" و " علی ولی الله" نوشته شده است از دیگر تزیئنات فضای حسینیه ستون نماهای گچی، طرح‌های هندسی، نقوش گیاهی و قندیل‌های شمع سوز است. در ضلع جنوبی حسینیه، ارسی زیبایی با شیشه‌های الوان وجود دارد که حسینیه را به حیاط کوچکتری مرتبط می سازد و از طریق این حیاط می توان وارد مجموعه حمام بیگلربیگی شد. از فضاهای ضلع جنوبی حسینیه برای اقامت خانم‌ها به هنگام مراسم عزاداری، همچنین نگهداری وسایل و لوازم مراسم عزاداری استفاده می‌کردند

به طور کلی در گرداگرد حیاط مرکزی عمارت تالارها و اتاق‌هایی ساخته شده است که تالار آیینه کاری شده است این بنا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

موزه خط و کتابت در تکیه بیگلر بیگی

در سال 1383 موزه‌ای با عنوان خط و کتابت در محل تکیه بیگلربیگی افتتاح شده است که در این موزه اسناد و مدارک و مستندات تاریخی و نسخ خطی نگهداری و در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفته است و علاوه بر این موزه پارینه سنگی زاگرس که تنها موزه پارینه سنگی خاورمیانه است در این تکیه قرار دارد.

اگر گذارتان روزی به کرمانشاه افتاد حتما سری به تکیه بیگلربیگی بزنید زیرا اگرچه عمر این تکیه بیشتر از دوران قاجار نیست اما جاذبه های آن به حدی است که شاید به جرات بتوان گفت کمتر کسی است که این تکیه را ببیند و براحتی از کنار آن عبور کند.

طاق بستان

حوطه تاريخي طاق بستان در دامنه كوهي به همين نام و در كنار چشمه اي در شمال شرقي حاشيه كنوني شهر كرمانشاه واقع شده است دراين محوطه ، آثاري از دوره ساساني وجود دارد كه شامل سنگ نگاره اردشير دوم و دو ايوان سنگي بنام هاي ايوان كوچك و بزرگ است . ايوان كوچك د رسمت چپ سنگ نگاره ادشير دوم و ايوان بزرگ در سمت راست ايوان كوچك قرار دارد .ياحان ، مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي ضمن توصيف سنگ نگاره هاي طاق بستان ، از اين محوطه با نام هاي متفاوتي ياد كرده اند ، بطوريكه ابن فقيه و ابن رسته اين مكان را « شبديز » و ياقوت آن را « قصرشيرين » ناميده است ، همچنين حمدالله مستوفي آنجا را « طاق وسطام » عده اي ديگر آن را « طاق بهستون » ، « طاق بيستون » و « تخت بستان » ناميده اند . اهالي محل نيز محوطه را با نام « طاق وسان » و « طاق بسان » مي شناسند زيرا « سان » در لفظ محلي به معني سنگ است و به اين ترتيب « طاق وسان » يعني طاقي كه در سنگ كنده شده است . امروزه نيز در اكثر محافل ايران شناسي از اين مكان با نام « طاق بستان » ياد مي شود .

  سنگ نگاره اردشير دوم :

            در سمت راست ايوان كوچك ، سنگ نگاره اي وجود دارد كه صحنه تاج ستاني اردشير دوم ( 383 379 م ) نهمين شاه ساساني را نشان مي دهد . در اين صحنه ، شاه ساساني به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ در مركز صحنه نقش شده كه دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را از اهورا مزدا مي گيرد . شاه ساساني چشماني درشت و ابرواني برجسته دارد . ريش او مجعد و موهاي سرش به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . وي گوشواره‌‌اي بر گوش و گردنبندي در گردن و دستبندي در مچ دارد . گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است . گردنبند او نيز شامل يك رديف مهره هاي مرواريدي درشت است .

شاه تاجي برسر دارد كه در قسمت پائين آن به صورت نوار ساده اي است و قسمت بالاي تاج به شكل كوريمبوسي است كه بخشي از موهاي سر به صورت انبوه در آن قرار گرفته و به وسيله دو رشته روبان بسته شده است ، همچنين به تاج شاه در قسمت پشت ، روباني آويخته شده است .

لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و قسمت پائين آن مدور مي باشد . شلوار نيز بلند و چين دار است كه به وسيله نوار روبان داري به كف پا بسته شده است . كمربند او باريك و به وسيله رديفي از مهره هاي مرواريدي تزئين شده است ، همچنين در قسمت جلو پاپيوني به كمربند آويخته شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي جواهر نشان بسته كه شمشيري به آن آويخته است .

در سمت راست شاه ، پيكره اهورا مزدا به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده كه دست چپ را به كمر زده و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند . او داراي صورتي كشيده و ريش بلندي است ، موهاي سرش مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . او نيز گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد . تاج اهورا مزدا از نوع تاج هاي كنگره دار است ، به طوريكه پايه تاج به وسيله رديفي از مهره هاي مرواريد تزئين شده و در بالاي تاج نيز بخشي از موهاي سر به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده است .

لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و شلوارش چين دار و شبيه به شلوار شاه مي باشد ، همچنين كمربند او شبيه به كمربند اردشير دوم است .

در سمت چپ اردشير دوم پيكر ايزد مهر با صورت و بدني سه ربعي نقش شده كه بر روي گل نيلوفر بزرگي ايستاده است . متأسفانه جزئيات صورت او آسيب ديده ولي بر اساس آنچه كه باقي مانده ، ريش او كوتاه و مجعد است ، همچنين جزئيات تاج او از بين رفته و تنها روبان هاي آويخته شده در پشت تاج ديده مي شود . بر دو سر اين ايزد هاله اي از نور ديده مي شود ، در دست هاي او دسته اي از شاخ هاي نباتي مخصوص اعمال مذهبي كه برسم ناميده مي شود ، قرار دارد . لباس ايزد مهر شبيه لباس اهورا مزدا است . در زير پاي اهورامزدا و اردشير دوم ، پيكره دشمن شكست خورده اي نقش شده كه متأسفانه بخش زيادي از آن از بين رفته است . جزئيات صورت او آسيب ديده ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده ريش او ساده و با خطوط مواج عمودي نشان داده شده است ، همچنين موهاي سر او ساده است . تاج او به شكل سربندي است كه به وسيله سه رديف مهره هاي مرواريدي و پلاك مدوري در مركز تزئين شده است .اين شخص گردن بندي بر گردن دارد كه شامل يك رديف مهره هاي مدور است ، لباس او شامل پيراهن بلندي است كه تا قوزك پا ادامه دارد . اين شخص چكمه هاي ساقه كوتاهي پوشيده و شمشيري بر كمرش بسته است.

درباره هويت واقعي اين شخصيت ، اختلاف نظرهايي وجود دارد برخي از محققين اين پيكره را متعلق به يكي از شاهان شكست خورده كوشان مي دانند ولي امروزه بسياري از محققين آن را به جوليانوس امپراطور روم نسبت مي دهند كه در سال 362 م به دست اردشير دوم كشته شده است . اين تفسير تازه به سرعت راه خويش را در محافل ايران شناسي باز كرده است .

ايوان كوچك :

اين ايوان به صورت فضاي مستطيل شكلي به عرض 96/5 متر ، عمق 80/3 متر و ارتفاع 30/5 متر است . در دوطرف ورودي اين ايوان ، دو جرز چهار گوش به پهناي 9 سانتي متر و بلندي 37/2 متر وجود دارد . بر بالاي اين جرزها اتاقي با قوس نيم دايره اي قرار گرفته كه 10 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقبتر رفته است . ديوار انتهاي اين ايوان به دو بخش تقسيم شده است . در بخش فوقاني ، طاقچه اي به عمق 30 سانتي متر و بلندي 93 /2 متر ايجاد شده است . در داخل اين طاقچه ، پيكره هاي شاهپور سوم و پدرش شاهپور دوم و همراه با كتيبه هايي به خط پهلوي و به زبان فارسي ميانه حجاري كرده اند .

در اين صحنه هر دو شخصيت به حالت ايستاده با صورتي نيم رخ و بدني تمام رخ نقش شده اند . هر دو ،‌دست راست را بر قبضه شمشير و دست چپ را بر قسمت فوقاني غلاف قرار داده اند .

پيكره شاپور دوم ، داراي چشماني درشت ، ابرواني كماني و ريش بلندي است كه انتهاي آن  در حلقه اي فرو رفته است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . تاج او از نوع تاج هاي كنگره دار است كه پايه آن به وسيله مهره هاي مرواريدي تزئين شده و در بالاي تاج نيز گوي بزرگي قرار گرفته است . به پشت تاج نيز روبان بلندي آويزان است . شاپور دوم گوشواره اي بر گوش و گردن بندي د رگردن دارد كه شامل يك رديف دانه هاي مرواريد درشت است .

لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و در قسمت پائين مدور مي‌باشد . به كمر او نيز كمربندي بسته شده كه در قسمت جلو پاپيوني به آن آويخته است ، همچنين شلوار او بلند و چين دار مي باشد .

 پيكره شاپور سوم نيز شبيه پيكره پدرش است تنها تفاوت اين پيكره ها در شكل تاج آن ها مي باشد كه متأسفانه جزئيات تاج شاپور سوم آسيب ديده است .

مطابق با نوشته هاي كنار اين پيكره ها ، مي توان هويت واقعي آنها را شناسايي كرد .

سنگ نوشته مربوط به شاپور دوم شامل 9 سطر است كه ترجمه آن چنين است :

« اين پيكري است از بغ مزدا پرست . خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد . فرزند بغ مزدا پرست ، خدايگان هرمز ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد ، نوه خدايگان نرسه شاه شاهان »

سنگ نوشته مربوط به شاهپور سوم شامل 13 سطر است كه ترجمه آن چنين است :

« اين پيكري است از بغ مزدا پرست ، خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد ، فرزند بغ مزدا پرست خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد ، نوه خدايگان هرمز و شاهنشاه »

ايوان بزرگ :

مهمترين اثر در طاق بستان ، ايوان بزرگ است كه از نظر معماري اطلاعات بيشتري را در اختيار ما قرار مي دهد . اين ايوان به شكل فضاي مستطيلي به عرض 85 /7 متر و عمق 65/7 متر است كه ارتفاع آن 90/11 متر مي باشد . در دو طرف ورودي اين ايوان دو جرز چهار گوش به ارتفاع 27/4 متر ايجاد شده است . پهناي جرز سمت راست 41/1 متر و جرز سمت چپ 46/1 متر است . بر روي اين جرزها ، طاقي با قوس نعل اسبي قرار دارد كه 24 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقب تر رفته و رفي را ايجاد كرده است . ارتفاع اين طاق از كف ايوان تا لبه قوس در قسمت جلو 80/8 متر و در قسمت عقب ايوان 25/9 متر است . قوس طاق نيز در قسمت جلو ايوان بازتر از قوس انتهاي ايوان است ، به طوريكه در قسمت جلو به شكل نيم دايره اي بوده ولي در قسمت عقب به شكل نيم بيضي است . بر روي لبه بام ايوان ، هفت جان پناه چهار پله اي با زاويه قائم وجود دارد كه ارتفاع هر كدام از آنها 129 سانتي متر است . در انتهاي ايوان ، سكويي به طول 40/7 متر و عرض 80 تا 90 سانتي متر و بلندي 17 سانتي متر وجود دارد . بر روي اين سكو و در دوطرف انتهايي اين ايوان ، دو نيم ستون حجاري شده است . اين نيم ستون ها فاقد پايه ستون بوده و مركب از ساقه ستون و سر ستون مي باشند كه در مجموع ارتفاع هركدام از آنها 4 متر و قطر آنها 32 سانتي متر است . ساقه هركدام از اين نيم ستون ها به شكل استوانه اي بوده و به وسيله شيارهاي قاشقي تزئين شده است . سرستون اين نيم ستون ها به شكل هرم مربع القائده معكوسي است كه تقليدي از سرستون هاي بيزانسي است .

  تزئينات :

           يوارهاي داخلي ايوان بزرگ به دو بخش تقسيم و هر بخش به گونه اي استادانه تزيئن شده است كه هنوزتمام تزئينات آن پابرجا مانده است . در زير به توصيف تزيئنات بخش هاي مختلف اين ايوان مي پردازيم :

نما :

          بر روي جرزهاي دو طرف مدخل ورودي ايوان ، درخت تخيلي نقش شده است ؛ همچنين روي قوس اين ايوان به وسيله دو رديف نقوش گياهي تزيئن شده است ؛ رديف پايئن شامل گل هاي سه برگي است كه انتهاي اين گلها به هم وصل شده اند . در مركز قوس ايوان هلالي نقش شده كه به آن دو رشته روبان افراشته شده است . در لچكي هاي ايوان نيز نقش دو الهه بال دار ( نيكه ) ديده مي شود كه هر كدام از اين الهه ها در يك دسته حلقه روبان دار و در دست ديگر ، جامي پر از مرواريد دارند .

انتهاي ايوان :

            ديوار انتهاي ايوان به دو بخش تقسيم شده است . بخش بالايي صحنه تاج ستاني شاه ساساني را نشان مي دهد و در بخش پائين نيز سواركاري نقش شده است .

در صحنه تاج ستاني پادشاه ساساني با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ بر روي سكويي ايستاده است . ولي دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و دست راست را به طرف اهورا مزدا دراز كرده است . جزئيات صورت شاه آسيب ديده است ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده صورت او فربه ، گونه ها گوشتالو ، چشم ها درشت و ابروها برجسته است . ريش او به وسيله خطوط مواج عمودي نشان داده شده است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته . اين شخص گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد ؛ گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است . گردنبند او شامل دو رديف مهره هاي مرواريدي مي باشد كه به مركز آن سه دانه مرواريد درشت آويخته است .

شاه ،‌ تاج كنگره داري بر سر دارد كه پايه آن به وسيله دو رشته مرواريد و پلاك هاي مربع شكل تزئين شده است ؛ در جلو تاج ، هلالي قرار دارد ، بر فراز تاج ، دو بال عقاب وجود دارد كه نوك آنها به طرف داخل خم شده است . در حدفاصل اين دو بال ، ميله عمودي وجود دارد كه بر روي آن هلالي ديده مي شود ؛ در داخل هلال ، نيز گوي بزرگي قرار دارد .

اين شخص پيراهن مرواريد دوزي شده اي پوشيده است . در قسمت بالاتنه ، بر روي پيراهن ، تسمه هايي بسته شده كه شامل سه رديف مهره هاي مرواريدي و پلاك هاي مستطيلي مي باشد .

كمربند او پهن و با چهار رديف دانه هاي مرواريدي تزئين شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي جواهر نشان بسته كه شمشيري در جلو به آن آويخته است .

در سمت راست شاه ، پيكره اهورا مزدا با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است . او دست چپ را بر روي سينه گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند . اهورا مزدا داراي صورتي كشيده ، ريشي بلند و مخروطي است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه هايش آويخته است .

اهورا مزدا گوشواره اي بر گوش و گردنبدي بر گردن دارد كه شبيه به گوشواره و گردنبند شاه است .

تاج او كنگره دار است كه پايه آن به وسيله دو رشته مرواريد و پلاك هاي مربع تزئين شده است . موهاي بالاي سر او انبوه و بدون پوشش رها شده است . او نيز پيراهن مرواريد دوزي شده اي بر تن دارد كه به روي آن شنل جلو بازي پوشيده است .

در سمت چپ شاه ، پيكره آناهيتا ، با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است . در دست چپ او سبوي آب و در دست راستش حلقه روبان داري ديده مي شود كه به طرف شاه دراز كرده است او داراي صورتي گرد و چانه اي كوتاه است . بخشي از موهاي سر او به صورت گيسوي بافته در دو طرف صورت آويخته است . همچنين بخش ديگري از آن به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته است .

آناهيتا گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد . گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است .

همچنين گردنبند او شامل دو رديف مهره هاي مرواريدي مي باشد . تاج او نيز شامل دو بخش است . اين تاج در قسمت پايه به وسيله دو رشته مهره هاي مرواريدي و پلاك هاي مربع تزئين شده است . در بخش فوقاني تاج نيز به وسيله رديفي از پالمت هاي شش لبه اي رها شده به وسيله يك پاپيون و روباني افراشته بسته شده است . اين شخص پيراهن چين‌دار مرواريد دوزي شده اي بر تن دارد كه بر روي آن شنل جلو باز بلندي پوشيده است . حاشيه اين شنل به وسيله دو رديف مهره هاي مرواريد و قسمت هاي ديگر آن به وسيله گل‌هاي رز تزئين شده است .

نقش سوار كار :

            در بخش پائين ديوار انتهاي ايوان ، نقش مرد سواره اي حجاري شده كه حريفي پيش روي ندارد . اين سوار با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ سوار بر اسب قوي هيكلي است . اين شخص كلاه خودي بر سر دارد كه تمام صورت و گردن او را مي پوشاند ؛ به طوري كه فقط چشمان او مشخص است ؛ همچنين بر روي كلاه خود تاجي قرار دارد . بر روي پايه اين تاج ، نواري وجود دارد كه به وسيله دو رديف مهره هاي مرواريدي تزئين شده است . اين نوار در پشت سر به وسيله پاپيوني بسته شده است . همچنين دو رشته روبان افراشته به آن متصل است . حاشيه فوقاني تاج نيز به وسيله شيارهاي عمودي تزئين شده است . در بالاي تاج موهاي سر او به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده كه به وسيله يك پاپيون و دو روبان بسته شده است .

اين شخص پيراهن بلندي بر تن دارد كه به وسيله نقش مرغ و ارغن تزئين شده است . بر روي پيراهن زره اي زنجير باف پوشيده كه تا روي زانو ادامه دارد . به دور كمر او كمر بندي بسته شده كه به وسيله طرح هاي دايره اي تزئين شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي بسته كه به وسيله طرح هاي هندسي به شكل لوزي و دايره تزئين شده به اين حمايل تيرداني آويخته است .

اين شخص نيزه بلندي در دست دارد و سپر مدوري براي دفاع در پيش رو گرفته است . صورت و سينه اسب به وسيله زره اي تيغه اي پوشيده شده است . بر روي اين زره نيز منگوله هايي آويخته است . همچنين بر روي كپل اسب منگوله اي آويخته است كه بر روي آن نقش انسان سه سر ديده مي شود .

بسياري از مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي چون ابن فقيه ، ابن رسته ، ابودلف ، مسعودي و ياقوت حموي نقش اين اسب سوار را خسرو پرويز معرفي كرده اند كه سوار بر اسب معروفش شبديز است .

ديوارهاي جانبي ايوان :

            ديوارهاي جانبي ايوان بزرگ به وسيله نقوشي تزئين شده كه صحنه شكار شاهي را نشان مي دهد . به طوريكه در ديوار سمت راست ، صحنه شكار گوزن و در ديوار سمت چپ صحنه شكار گراز نقش شده است .

صحنه شكار گوزن :

            اين صحنه در قابي به طول 80/5 متر و عرض 90/3 متر حجاري شده است . در اين صحنه فيل باناني در سه رديف ، گوزن ها را از طريق دروازه اي كه در سمت راست حصار تعبيه شده به داخل شكارگاه رم مي دهند . اين گوزن ها به دنبال چند گوزن دست آموز كه روباني در گردن دارند ، در حال فرار مي باشند . در درون شكارگاه شاه سوار بر اسب در سه قسمت نمايش داده شده است . در قسمت بالا ، شاه سوار بر اسب ، آماده براي شكار مي باشد . او شمشيري مرصع به كمر آويخته و كماني بر گردن دارد . در پشت سر او زني ديده مي شود كه چتري در بالاي سر شاه گرفته است . در پشت سر شاه ، سه رديف زن نقش شده است دو رديف اول به حالت احترام ايستاده اند و رديف سوم نيز در حال نواختن آلات موسيقي مي باشند . در مقابل شاه عده اي از رامشگران بر روي سكويي

نشسته اند . برخي از اين رامشگران در حال كف زدن و برخي نيز چنگ مي نوازند . در مقابل اين رامشگران چهار نفر به حالت ايستاده در حال نواختن آلات موسيقي مي باشند . صحنه بعدي ، شاه را در حال شكار نشان مي دهد ، در اين صحنه شاه سوار بر اسبي است كه چهار نعل به دنبال گوزن ها مي تازد . در پشت سر شاه نيز شش اسب سوار در حال تاخت مي باشند . در پائين اين صحنه شاه كمان را بر گردن انداخته كه اين نشان مي‌دهد ، شكار پايان يافته است . در سمت چپ حصار ، چند نفر شتر سوار ، گوزن هاي كشته را حمل مي كنند .

صحنه شكار گراز :

            اين صحنه در قابي به طول 70/5 متر و عرض 13/4 متر حجاري شده است . در سمت چپ اين قاب ، 12 فيل در 5 رديف عمودي نقش شده كه بر روي هر كدام از اين فيل‌ها، دو نفر سوار شده است . اين فيل با نان در حال رم دادن گرازها از مخفي گاه باطلاقي خود به درون نيزارها مي باشند . در قسمت بالاي صحنه شكار ، قايق پارويي ديده مي شود كه در داخل آن پنج نفر در حال كف زدن مي باشند ؛ همچنين دو پارو زن در داخل اين قايق وجود دارد . در مركز صحنه ، شاه در داخل قايقي ايستاده كه در اطراف او نوازندگان زن قرار دارند . شاه با تير و كمان در حال تيراندازي به طرف دو گرازي است كه به سوي او جهيده اند . در داخل اين قايق ، چهار نفر قرار دارد . نفر اول و پنجم ، پاروزن هستند و نفر دوم خدمه شاه است كه تيري در دست دارد . نفر چهارم نيز چنگ نوازي است كه در حال نواختن چنگ مي باشد . در اطراف اين قايق ، پرندگان و ماهيان در ميان گياهان آبزي در حركتند . در عقب قايق شاه ، قايق ديگري ديده مي شود كه چهار نوازنده زن ، در حال نواختن چنگ مي باشند . در سمت راست قاب ، صحنه پايان شكار نشان داده شده است ، در اين صحنه شاه در داخل قايقي ايستاده و كماني كه زه آن باز مي‌باشد به نشانه خاتمه شكار در دست چپ گرفته است ، همچنين برخلاف صحنه قبل ،  در كمر شاه شمشيري ديده نمي شود . بر دور سر او نيز هاله اي قرار دارد . در عقب اين قايق ، قايق ديگري وجود دارد كه در داخل آن ، زنان نوازنده در حال نواختن چنگ مي‌باشند . در قسمت پائين صحنه پنج فيل سوار ، در حال جمع آوري گرازهاي شكار شده ، نقش شده است . اين عمل جمع آوري گرازها ، به وسيله خرطوم فيل صورت مي گيرد و خدمه فيل ها با گرزهايي كه در دست دارند ضربه آخر را بر گرازها وارد مي كنند . در داخل قاب ، در قسمت بالا ، گرازهاي شكار شده بر روي فيل ها نشان داده شده و در قسمت پائين ، گرازها از روي فيل ها بر زمين گذاشته شده و خدمه ها در حال قطعه قطعه كردن آنها مي باشند .

تاريخ گذاري :

            در مورد زمان ساخت اين ايوان در ميان محققين سه ديدگاه وجود دارد . ديدگاه اول توسط اردمن erdmann ) )مطرح شده است به نظر او ، اين ايوان در زمان پيروز يكم   ( 459 ـ 448 م ) ساخته شده است .

ديدگاه دوم توسط هرتسفلد ( herzfeld ) ارائه شده است ؛ او اظهار مي كند كه اين ايوان در زمان خسرو دوم ( 628 ـ 590 م ) ساخته شده است .

ديدگاه سوم ، توسط فن گال ( von.gall ) مطرح شده ، او معتقد است اين ايوان همراه با نقوش ديوار انتهاي آن ، در زمان پيروز يكم ساخته شده است ولي صحنه هاي شكار شاهي در ديوارهاي جانبي ايوان متعلق به زمان خسرو دوم مي باشد . امروزه در محافل ايران شناسي ديدگاه دوم يعني نظر هرتسفلد طرفداران بيشتري دارد .

سنگ نگاره دوره قاجار :

            در بخش فوقاني ديوار سمت چپ ايوان بزرگ ، سنگ نگاره اي از دوره قاجاريه همراه با كتيبه اي به خط نستعليق حجاري شده است . در اين سنگ نگاره محمد علي ميرزا  دولت شاه بر روي تختي نشسته است . وي صورتي فربه و ريش بلند دارد . سبيل او تاب داده شده و تا آن سوي گونه ها ادامه دارد تاج او از نوع تاج ها كنگره دار و شبيه تاج پدرش فتحعليشاه است . لباس او شامل پيراهن چين دار قرمز رنگي است كه تا قوزك پا ادامه دارد . وي كمربندي به كمر بسته و در قسمت پائين آن حمايلي قرار دارد . به حمايل او شمشير و خنجري آويخته شده است .

در كنار او شعري از بسمل شاعر كرمانشاهي در مدح او نگاشته شده است . مطابق با اين نوشته محمد علي ميرزا كوه طاق بستان را با كوه طور و جمال دولتشاه را با جمال حضرت موسي تشبيه كرده ، وي همچنين خسرو پرويز را دربان خود معرفي كرده است .

درسمت راست او امامقلي ميرزا معروف به عمادالدوله به حالت ايستاده ، با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده است . وي داراي ريش كوتاه سياه رنگي است و تاج جواهر نشاني بر سر دارد . لباس او شامل پيراهن گشاد بلندي است كه متأسفانه رنگ آن از بين رفته . وي نيز خنجري در كمر بسته و شمشيري در غلاف به سمت چپ آويخته است .

در سمت چپ محمدعلي ميرزا ، پسر ديگرش محمدحسين ميرزا نقش شده است . متأسفانه جزئيات صورت وي از بين رفته است . تاج او از نوع تاج هاي كنگره دار است ، لباس او شامل پيراهن سبز رنگ بلندي است . وي نيز شمشيري در غلاف به حمايلش بسته است .

در جلو محمدعلي ميرزا ، آقاغني به حالت ايستاده با صورت و بدني تمام رخ نقش شده است تاج او مخروطي است وي لباس بلند قرمز رنگي پوشيده است و به حمايلش خنجري آويزان است .

درسمت چپ سنگ نگاره ، كتيبه اي به خط نستعليق نوشته شده است ، اين كتيبه به صورت وقف نامه اي است كه مضمون آن حاكي از نحوه درآمد سه دانگ از مزارع كبود خاني است كه بايستي جهت عزاداري براي امام حسين (ع) در ماه عاشورا و و ساير عزا هزينه مي‌شد .

طبق كتيبه اين سنگ نگاره در سال 1237 ه.ق به دستور آقاغني خواجه باشي محمدعلي ميرزا و توسط ميرزا جعفر سنگ تراش حجاري شده است

مسجد شافعی ها

در معماری اسلامی مساجد یکی از مهم‌ترین پروژه‌های معماری به شمار می‌آیند و مسجد جامع شافعی متعلق به مسلمانان اهل تسنن، یکی از زیباترین و باشکوه‌ترین مساجد ایران است که باگذشت زمان تبدیل به شاهکار تاریخی شده است. این مسجد که توسط جمعی از خیرین اهل سنت احداث‌شده است و معماری چشم‌نواز و زیبای آن محصورتان خواهد کرد، نقطه‌ی اوج معماری مساجد ایران در کرمانشاه به شمار می‌آید و با گلدسته‌های بلند و استوارش بر زیبایی شهر کرمانشاه افزوده است. همچنین نمای داخلی و گچ‌بری‌های این مسجد که مزین به آیات قرآن کریم است روح معنوی خاصی به مسجد بخشیده است.

مسجد شافعی ازیک‌طرف به میدان جوانشیر و از طرف دیگر به تاریکه بازار محدود می‌شود؛ و امروزه تنها در بنای تازه‌ی مسجد که در کنار بنای قدیمی قرار دارد و به سبک مساجد ترکیه ساخته‌شده است نماز برگزار می‌شود.

ملامحمد ربیعی امام‌جمعه مسجد جامع شافعی کرمانشاه بود که در سال 1375 به شهادت رسید. ایشان در ظهر روز یکشنبه ۱۲ آذرماه ۱۳۷۵ به‌قصد رفتن به محل کارش در صداوسیمای استان کرمانشاه از خانه خارج شد و هرگز به خانه برنگشت. ملامحمد ربیعی در سال ۱۳۱۱ در روستای دراسپ از توابع دیواندره به دنیا آمد و از همان ده‌سالگی گاه‌گاه، به زبان کردی و فارسی شعر می‌سرود و می‌نوشت و حتی در سال‌های امامت از آن غافل نشد و ادامه می‌داد. وی در سال ۱۳۵۰ دیوان اشعار خود را در سه زبان کردی، فارسی و عربی به نام «چهارفصل (به کردی: چوار فه‌سڵ)» منتشر ساخت. کتاب «آینهٔ اسلام»، نخستین اثر محمد ربیعی بود که چاپ شد. کتاب «عالی‌جناب گوریل» نام رمان فارسی از ایشان است که در سال ۱۳۷۲ چاپ شد و هم‌چنین در سال ۱۳۸۵ توسط انتشارات پرتو بیان نشر یافت.

تاریخچه

مسجد جامع شافعی در سال ۱۳۲۴ توسط تعدادی از خیرین اهل سنت به سرپرستی مرحوم حاج ملاسید حسین مسعودی تأسیس‌شده است و از آن زمان تاکنون محل اقامه نماز و برپایی مراسم مختلف است. قبل از این در محل فعلی زائرسرایی برپا بود.

احداث ساختمان مسجد را می‌توان مرهون مساعدت‌های مادی و معنوی خیرینی چون خلیفه محمد صالح محمدی، حاج خلیفه سید علی نقش‌بندی، حاج جعفر شریفی، حاج احمد مدللی، میرزا حبیب بلندی، حاج علی‌محمد شیانی و جمع دیگری از مردم مسلمان کرمانشاه دانست.

نحوه ثبت نام

همسفران عزیز می توانند هزینه سفر خود را به یکی از حساب های زیر واریز نمایند:

نام بانک شماره حساب شماره کارت صاحب حساب
ملی 0200382726002 9261 3949 9917 6037 مونا شاهسون بغدادی مفرد فردیس
پارسیان 47000405307606 0298 0761 0612 6221 مونا شاهسون بغدادی مفرد فردیس
ملت 5630408758 8903 4383 3378 6104 مونا شاهسون بغدادی مفرد فردیس

پس از واریز هزینه سفر ارائه (فیش واریزی، نام و نام خانوادگی، کد ملی و تاریخ تولد) به دفتر شاهسون سیر الزامی می باشد.
خواهشمند است پس از واریز وجه با یکی از شماره های زیر تماس گرفته و شماره فیش واریزی را اعلام فرمایید.

02188344341 02188344543 09397382240

مدت تور: ۲٫۵ روزه         تاریخ رفت: ۱۱ اردیبهشت۹۶       تاریخ برگشت: ۱۳ اردیبهشت ۹۷       قیمت: ۳۹۵۰۰۰ تومان