تاریخچه شهر تهران

تاریخچه شکل‌گیری و توسعه محله‌های شهر تهران

دوره‌های توسعه محله‌ها

نخستین توصیف­ها از محله­ های تهران

مؤلف:

س . کاظمی فرد

تهران از دیدگاه تاریخ سیاسی ایران شهر نوپدیدی است که کمی بیش از ۲۰۰ سال از عمر آن می‌گذرد و اما سابقه تاریخی آن به‌عنوان سکونتگاه به ۸۰۰۰ سال قبل باز می­گردد. روستای تهران از سده هفتم هجری قمری که شهر ری بر اثر حمله مغول به ویرانی گرایید، آهسته و آرام رو به آبادانی و گسترش نهاد و جانشین ری شد. “المعجم البلدان” به سال ۶۲۰هجری قمری تهران را قریه­ای می داند که اکثر آن زیر زمین ساخته شده و شامل دوازده محله است و اطراف آن باغ‌های زیادی است که به هم راه دارند. به تدریج دوازده محله تهران، که از مجموعه­های گسترده و پراکنده‌ای از خانه­ها، باغ‌ها و بوستان‌های محصور و تودرتو تشکیل می‌شد، تغییر چهره داد و به محله­های جدید تبدیل شد. این محله­ها همان محله­های قبلی را در بر نمی گرفتند و اکثرا با اسامی دیگری نامیده می­شدند. تنها محله قدیمی تهران که نامش در متون قدیمی آمده، “ساران” است که امروزه از نام و نشان آن چیزی باقی نمانده است.

دوره صفویه

آبادی تهران با دوره صفوی آغاز می‌شود. زمانی که موقعیت استراتژیک تهران و باغ‌های وسیع آن، توجه شاه طهماسب را به این شهر جلب نمود و اولین بار تهران را مرکز استقرار سپاه خویش قرار داد. به فرمان شاه طهماسب در سال ۹۶۱ قمری، به دور شهر برج و بارو کشیده شد و بدین ترتیب تهران به ‌صورت یک شهر نظامی – سیاسی درآمد. با احداث مسجد جامع بازار، تهران ضمن این ‌که به نوعی پادگان نظامی شبیه بود به مرکزی تجاری و مذهبی و طبیعتاً به مرکز قانون‌گذاری نیز تبدیل گردید. در آن زمان، تهران علاوه بر ارگ سلطنتی، به چهار محله سنگلج، بازار، عودلاجان و چاله میدان تقسیم می­شد. پاتوق یکی از عناصر ساختاری و اصلی هر محله بود و محله‌ها به چندین گذر و کوی تقسیم می­گردیدند.

 

دوره قاجار

اوایل دوره ( تا سلطنت ناصرالدین شاه)

پس از فروپاشی سلسله صفویه، یک دوره سقوط اقتصادی برای شهر پیش آمد و به علت غیرمتمرکز بودن دولت در این دوره، شهر تهران رشد زیادی نکرد. پس از آن کریم‌خان زند تصمیم گرفت که شهر تهران را پایتخت اعلام کند، اما این تصمیم به دست سلسله بعدی یعنی قاجار به واقعیت پیوست.

عوامل متعددی بر انتخاب تهران به عنوان پایتخت از جانب طایفه قاجار موثر بوده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

*۱- نزدیکی تهران به منطقه اسکان طایفه قاجار ( استرآباد گرگان)

*۲- موقعیت وی‍ژه جغرافیای طبیعی آن در دامنه البرز؛

*۳- قرار گرفتن در مسیر راه‌های اصلی کشور موقعیت استراتژیک آن به لحاظ دسترسی به تمام نقاط کشور؛

*۴- قرار گرفتن بر سر راه مسیرهای اصلی بازرگانی

*۵- پایتخت نبودن آن در سلسله‌های پیشین که به لحاظ نمادین آن را تبدیل به پایتخت قاجاریان و نه هیچ سلسله دیگری می‌کرد؛

*۶- موقعیت سمبلیک شهر یعنی قرار گرفتن در دامنه بلندترین قله کشور ( دماوند)

p1در آغاز سلسله پادشاهی قاجار، جمعیت شهر پانزده هزار نفر بود که از درباریان و سربازان تشکیل می‌شد. در زمان آقامحمدخان، تهران به سبب جنگ‌های متمادی که توسط وی صورت گرفت، توسعه چندانی نیافت. اهمیت و آراستگی تهران از دوران پادشاهی فتحعلی شاه شروع شده و بیشترین اقدامات نیز در داخل ارگ سلطنتی انجام پذیرفت. در پایان دوران طولانی ۳۸ ساله سلطنت فتحعلی‌شاه، پایتختی تهران به ۵۰ سالگی رسید و جمعیت آن به ۵۰ تا ۶۰ هزار نفر بالغ گردید. در این دوران ۵۰ ساله، تهران شهر کوچکی بود که هنوز در قلعه شاه طهماسب محصور بود. شش هزار گام دور آن بود و چهار دروازه داشت. دارای شش مسجد به علاوه مسجد شاه (در آن زمان در حال ساخت بود)، صدو پنجاه کاروانسرا و به همین تعداد حمام و دو میدان بزرگ بود که سازمان فضایی شهر را تشکیل می‌دادند.

 

 

 

 

 

p2محله‌های اصلی شهر عبارت بودند از عودلاجان، چاله‌میدان، سنگلج و بازار.

همچنین، ارگ سلطنتی محله ممتاز شهر به شمار می رفت که در میان استحکامات محاط بود و به وسیله خندقی از سایر محله‌های شهر جدا می‌شد.

محله بازار، کانون فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی شهر بود و در آن مسجد جامع و شاه،امامزاده،سراها،مدارس وکاروانسراهای متعددی وجود داشت.

در مقابل ارگ سلطنتی میدان بزرگی احداث شده بود که به وسیله پل چوبی روی خندق ارگ به میدان اصلی شهر یعنی سبزه میدان وصل می‌شد. در واقع، مراکز سیاسی توسط این حلقه اتصال، به شریان‌های اجتماعی و اقتصادی شهر مرتبط می‌شد و نحوه قرارگیری این دو میدان در مقابل یکدیگر، نحوه ارتباط حکومت و مردم را در ساختار کالبدی شهر متجلی می‌ساختند.

بین چهار محله مسکونی شهر که از دوره صفویه شکل گرفته بود و معرف ساختار اجتماعییکپارچه‌ای بود، جدایی کالبدی وجود نداشت. هر یک از این محله‌ها یک گذرگاه اصلی داشت که از طریق چند میدان کوچک‌تر به محور اصلی شهر یعنی بازار منتهی می‌شد. این شریان‌های شهری با نزدیک شدن به بازار خصوصیات تجاری بیشتر می یافتند تا آن که به شاخه‌ای از بازار یا بازارچه تبدیل می‌شدند. در اغلب محله‌های شهر تهران افرادی از اقشار گوناگون شهری ساکن بودند و تمکن مالی و جایگاه اجتماعی نقش اصلی را در انتخاب محله‌ای که افراد برای سکونت برمی گزیدند، نداشت. البته برخی محله‌های خارج از حصار و حاشیه شهر از گذشته دارای ترکیب اجتماعی نسبتاً یکدستی از اقشار کم‌درآمد و حاشیه ‌نشین‌های شهری بودند، و محله‌های بزرگ و معروفی همچون چالمیدان نیز به ‌نسبت محله‌هایدیگر شهر کمتر دارای ساکنین متمول و بیشتر محل سکونت اقشار پایین‌تر شهری بودند. اما در مجموع در اغلب محله‌های شهر، متمکنین و اقشار کم‌بضاعت‌تر در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند.

در زمان سلطنت محمد شاه قاجار، علاوه بر محله‌های فوق­الذکر، به دستور میرزاآقاسی دو محله به نام‌های عباس آباد و محمدیه به محله­های تهران اضافه شدکه نام گذاری محمدیه برگرفته از نام پادشاه قاجار بود. در این دوره، محله­ها به نوبه خود به محله­های کوچکتری تقسیم می‏شدند که منشأ اسامی آن‌ها گروه‌های اجتماعی یا اسامی جغرافیایی بود.

عصر ناصری (از آغاز سلطنت ناصرالدین شاه تا پایان دوره)

p3دوره ناصرالدین شاه که به عصر ناصری شهرت یافته است، دوران تحولات مهم اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران محسوب می‌شود. در این دوره تحت تأثیر تمدن صنعتی اروپا، ایران وارد مرحله نوینی شد. نخستین کوشش‌ها برای متحول ساختن شهر قدیمی در دوران حکومت ناصرالدین شاه صورت گرفت. فرآیند این تغییرات به دست امیرکبیر از مجموعه کاخ‌های سلطنتی آغاز گردید که به مرمت دیوارها، بهسازی معابر برای رفت‌وآمد وسایل نقلیه پرداخت.

p4تأسیس دارالفنون، مریضخانه دولتی، کارخانجات بلورسازی، چینی‌سازی و کاغذ سازی، مجمع الصنایع از دیگر اقدامات عمرانی او به شمار می رود. به این ترتیب علاوه بر محله‌های مسکونی شهر و بازار، عملکردهای مقیاس شهری و حتی ملی دیگری نیز به تدریج در شهر پدید آمدند و چهره تهران را به آرامی تغییر دادند.

این اصلاحات جزئی نقطه عطف دگرگونی تهران بود. تداوم حکومت قاجاریه، سکونت شاهزادگان، رؤسای طوایف قاجار، امراء و مستوفیان دربار، وزرای مختار و نمایندگان دولت‌های خارجی و هیأت‌های گوناگون مذهبی و بازرگانی در تهران همراه با مهاجرت مردمان ولایات مختلف ایران به ‌خصوص اقوام کرد، ترک و مردم کاشی و آشتیانی که کارگزاران رجال این عهد بودند، باعث فزونی جمعیت شهر شد به ‌طوری که در این دوره تهران با حدود ۱۵۰ هزار نفر جمعیت در تنگنا قرار گرفت و دیگر گنجایش این جمعیت انبوه و نفوس گوناگون را نداشت. تهران در این دوره به نهایت توسعه خود در درون دیوارهای قدیمی رسیده بود. بدین ترتیب، ناصرالدین شاه تصمیم گرفت که حصار قدیمی را خراب کند و محله‌ها را وسعت بخشد. احداث بارو و دروازه‌های جدید شهر ده سال طول کشید و وسعت شهر به ۶ برابر افزایش یافت.

p5این توسعه اولیه شهر همچون مراحل بعدی توسعه غالباً به سوی شمال بود. خندق‌های پر شده اطراف ارگ به خیابان‌های جدید تبدیل شد و کانون جدیدی به ‌صورت میدانی تازه به نام توپخانه برای شهر ایجاد گردید که به مرز شمالی مجموعه سلطنتی پیوسته بود.

p6محله‌های داخل حصار قدیمی به درون فضای جدید توسعه یافتند و به نام تابع آن محله‌ها خوانده شدند. به‌علاوه، محله‌‌های جدیدی به نام محله دولت در شمال شهر، محله قاجار در شرق، محله میدان درجنوب، محله قنات‌آباد در جنوب‌غربی و محله حسن‌آباد در غرب توسعه یافت و نیز محله‌هایخانی‌آباد، پاچنار، گود زنبورکخانه و بازار بزرگ به محله‌های تهران اضافه شد. محله‌های جدید در بخش‌های شمالی شهر، به‌خصوص درشمال میدان توپخانه نظیر دولت، ساختمان‌ها و باغ‌ها و خانه‌های متعدد اعیان و اشراف و سفارتخانه‌ها، هیئت‌های نمایندگی و اقامتگاه اروپایی‌ها و همچنین قشر جدید در حال شکل‌گیری (متخصصین داخلی پرورش یافته توسط مهندسان خارجی و فارغ‌التحصیلان دارلفنون) را در خود جای داده بود. حتی پس از احداث باروی جدید شهر، باغ‌های واقع در روستاهای حومه به‌ویژه در سمت شمال شهر همچنان به ‌عنوان ییلاق تابستانی ثروتمندان در خارج از دیوارهای شهر توسعه یافتند. برخی از باغ‌ها مانند یوسف‌آباد و بهجت‌آباد که در فاصله کمی از دیوارهای شهر قرار داشتند در مراحل بعدی توسعه به محله‌های جدید تبدیل شدند.

p7در محله‌های شهر تهران در ابتدای دوره ناصری، خانواده‌های افراد متشخص اعم از اعیان، مجتهدین و تجار سرشناس نقش قابل توجهی داشتند. جمعیت بسیاری در ارتباط با اغلب این خانواده‌های متمکن بودند و انواع خدمات از جمله مهتری، منشی گری، نوکری را برای آن‌ها انجام می‌دادند. این گروه اغلب در پیرامون منزل فرد متمکن سکونت داشتند و به نحوی یکی از واحدهای اجتماعی محله‌ها به این ترتیب به مرکزیت حضور افراد سرشناس و اطرافیان آن‌ها تشکیل می‌شد. این امر را می‌توان یکی از عوامل سکونت اقشار گوناگون در کنار یکدیگر در محله‌ها دانست.

علاوه بر این ویژگی، برخی از اقوام و طوایف نیز بر ساختار محله‌ای تهران اثرگذار بودند. سکونت متمرکز برخی از آن‌ها در یک کوچه یا در موارد معدودی یک محله، منجر به نامیده شدن کوچه‌ها و یا محله‌ها به نام این اقوام شده است. به عنوان مثال می توان به باجمانلوها و قمی‌ها در محله سنگلج، کوچه قراقانی‌ها، کاشی‌ها، شاهسون‌ها در محله چال میدان و کوچه شامبیاتی‌ها و قجرها در محله عودلاجان اشاره کرد.

p8نام گذاری برخی محله‌ها نیز بر اساس اسامی جغرافیایی صورت گرفته بود. همچنین، احداث دروازه­ها و بناهای شاخص در راستای توسعه شهر، موجب شد که بعدها محله‌هایی همنام با آن‌ها در مجاورتشان شکل گیرد. با احداث باروی جدید، برخی محله‌های خارج شهر نیز درون محدوده شهر قرار گرفتند و محله‌ها نام این دروازه‌ها را به خود گرفتند. این ۱۲ دروازه عبارت بودند از: شمیران، دولت، یوسف آباد، دوشان تپه، دولاب، خراسان، باغشاه، قزوین، گمرک، حضرت عبدالعظیم، غار و خانی آباد. برخی بناهای مهم دوره سلطنت ناصرالدین شاه عبارت بودند از باغ گلستان، باغ و قصر سلطنت آباد، مدرسه و مسجد سپهسالار، باغ فردوس، میدان امین السلطان و شمس العماره که با گسترش تهران و محله ‌بندی‌های جدید برخی از محله‌ها به نام این بناها معروف شدند.

p9هم‌زمان با گسترش شهر و تغییر و تحول در کیفیت و کمیت محله‌ها، ساختار اجتماعی شهر نیز به‌ تدریج دستخوش دگرگونی شد. دگرگونی شهری در تهران در این دوره نه تنها به اهمیت ملی و بین‌المللی پایتخت یاری رساند، بلکه با فراهم آوردن یک منبع جدید درآمد برای حکومت، تأثیرات بلاواسطه اقتصادی و اجتماعی بر جای گذارد. تا این دوره، به‌ رغم تفاوت در سطح اقتصادی، تفاوت‌‌های معناداری در هنجارهای اجتماعی اقشار گوناگون ملاحظه نمی‌شد. بدین‌ ترتیب امکان همزیستی به‌طور نسبی مسالمت‌آمیز فقیر و غنی در کنار یکدیگر فراهم بود. اگرچه تعلق به اقشار گوناگون اقتصادی، شأن و منزلت‌های متفاوتی را برای آنان به همراه می‌آورد، اما معیارهای رفتار اجتماعی برای هر قشر اجتماعی مشخص و از سوی همان قشر و نیز سایر اقشار اجتماعی به‌رسمیت شناخته می‌شد. اما نفوذ اندیشه تجدد در جامعه بسته دوره ناصری به‌ تدریج این همگونی را بر هم زد و برخی اقشار اجتماعی، متاثر از اندیشه اروپایی، شیوه و هنجارهای نوینی را برای رفتارهای اجتماعی برگزیدند. وجود برخی گرایشات نوین در جامعه شهری تهران ناصری موجب ایجاد نوعی تفکیک فضایی در بخش‌هایی از شهر شد که تا حدودی می‌توان آن را در سکونت گزینی برخی متجددین در محله تازه‌ تاسیس دولت مشاهده کرد.

هدف از اصلاح ساختار کالبدی تهران در زمانی که ناصرالدین شاه تصمیم به توسعه شهر گرفت، تا حدی ایجاد بسترهای لازم برای پاسخگویی به این ساختار جدید اجتماعی بود که از طریق گسترش شهر و به عبارتی ایجاد محله‌های جدید برای این اقشار صورت گرفت. به این ترتیب، فرآیند جداسازی فضایی طبقات اجتماعی آغاز گردید که با تشدید آن در دوره پهلوی همچنان تا به امروز مهم‌ترین ویژگی شهر به ‌شمار می‌رود.

ساختار فضایی شهر در درون حصار جدید به‌ گونه‌ای ظهور کرد که ارگ سلطنتی در مرکز جغرافیایی آن بود. این ساختار با سازمان فضایی قدیمی شهر که در آن مجموعه سلطنتی در ضلع شمالی شهر قرار گرفته بود، تفاوت داشت. ارگ سلطنتی که در گذشته از طریق دو میدان پی در پی به سوی جنوب به شهر وصل می‌شد، به دو میدان جدید مشق و توپخانه در شمال اتصال یافت. بدین‌ ترتیب، در مراحل بعدی توسعه، دو میدانی که در دو سوی شمال و جنوب ارگ حکومتی قرار داشتند، به نقاط کانونی فضای شهری بدل گردیدند. بنابراین یک ساختار شهری دو قطبی با ریخت ‌شناسی دوگانه به‌وجود آمد. به این ترتیب که در یک سو، میدان قدیمی با نهادهای سنتی قدیمی پیرامون آن در بخش‌های قدیمی شهر واقع شد و میدان جدید با نهادهای جدید پیرامونش در مناطق جدید الاحداث قرار گرفت. این ویژگی دو قطبیشهر نخستین تجلی شکاف ماندگار شمال و جنوب بود. وجود خندق و دیوارهای پیرامون شهر، حاشیه‌نشینی را به نحو آشکارتری به نمایش می‌گذاشت، آنچنان که بسیاری از گروه‌های حاشیه‌ای در نواحی خندق سکونت داشتند.

لازم به ذکر است که آغاز دو قطبی شدن شهر در اواخر دوره قاجار بود، ولی اوج آن و تاثیرات آن در شکل و ویژگی‌های محله در دهه ۴۰ بود. چرا که در این دهه به واسطه فراهم شدن امکانات حاصل از شکل شهر در زمان ناصرالدین شاه و نیز به وجود آمدن بسترهای اقتصادی (افزایش درآمدهای حاصل از دستیابی به نفت و فروش آن)، اجتماعی (مهاجرت گسترده روستاییان به شهر) و فرهنگی (عدم وجود همگنی  فرهنگی میان ساکنان قدیم شهر و ساکنان جدید آن)، این قطب‌ بندی به اوج خود رسید و عاملی بسیار مهم در تغییرات و تحولات بعدی شهر شد.

در سال‌های آخر سلسله قاجار، ایران با وجود اعلام بی‌طرفی، اشغال شده و محل تاخت‌و تاز نیروهای درگیر در جنگ جهانی اول قرار گرفت. ضعف دولت مرکزی، سر بر آوردن جنبش‌های محلی در نقاط گوناگون کشور و قحطی و ناامنی، در این زمان مانع رشد شهرنشینی و توسعه شهر بود. در این دوره دولت‌ها ناتوان و گرفتار مسائل سیاسی بودند و مجال نوسازی را نمی‌یافتند. لذا، توسعه شهر تنها در حاشیه بافت شهری صورت گرفت و از حدود دیوارها و خندق فراتر نرفت. در اواخر دوران قاجار، به تدریج تهران اهمیت بازرگانی فزاینده‌ای یافت که بازتاب آن در افزایش قابل ملاحظه تعداد بازرگانان و دکان ‌داران شهر دیده می شود. این جریان موجب جذب افراد بیشتری به سوی پایتخت شد و نخستین دگرگونی ها را در این دوره در بافت شهری به وجود آورد و با گشوده شدن ساختار شهری به روی مناسبات نوخاسته اجتماعی (که برآمده از اندیشه تجدد و سبک زندگی نوگرایانه به شیوه‌ای غربی بود)، شهر دچار دگرگونی های اساسی شد. جمعیت تهران در اواخر دوره قاجار به ۲۱۰ هزار نفر رسید. این رشد جمعیت به معنای فشارهای تازه‌ای برای توسعه و گسترش شهری بود.

p10یکی از عمده‌ترین دلایل اهمیت یافتن تهران در اواخر دوره قاجار به تغییر و تحولات عمده سیاسی این دوره بازمی‌گردد. انقلاب مشروطه در سال‌های پایانی دوران قاجار، هم خود مولود رسوخ اندیشه نوسازی و اصلاحات صورت گرفته در دوره صدراعظم‌هایی چون قائم‌مقام فراهانی، میرزا تقی خان امیر کبیر و میرزا حسین خان سپهسالار قزوینی و هم عاملی در جهت نوسازی بیشتر در کشور بود. طبیعتاً نخستین اثرات این نوسازی در پایتخت به منصه ظهور رسید. اصناف در مجلس شورای ملی دارای نماینده شدند و نمایندگانی از شهرهای مختلف کشور در پایتخت سکونت گزیدند که اغلب ایشان اعیان و سرشناسان شهرهای خود بودند. برخی عملکردهای مدرن مانند کافه، سینما، دفاتر روزنامه و… در این دوره فراگیر شده و در دسترس مردم عادی شهر قرار گرفتند. وجود این عملکردها به‌‌تدریج سبک زندگی و نوع تفریحات مردم را تحت تاثیر قرار دادند و اثرات آن را می توان در مکان‌های شهری همانند پارک‌ها و گردشگاه‌هایی همچون لاله‌زار مشاهده کرد. با چاپ و انتشار روزنامه‌های متعدد، و رایج شدن فرهنگ روزنامه‌خوانی در میان بخش‌هایی از مردم، آگاهی در میان طبقه متوسط بسط یافت. بحث موفق یا ناموفق بودن انقلاب مشروطه در رسیدن به اهداف خود ارتباطی با بحث حاضر پیدا نمی‌کند و به همین سبب از پرداختن به آن پرهیز می‌کنیم، اما در موضوع مورد بحث ما، مشخص بود که وقوع انقلاب مشروطه تاثیرات قابل توجهی را بر چهره شهر و ساختار کالبدی و اجتماعی آن گذاشته بود.

p11هریک از محله‌های پنجگانه قاجار دارای ویژگی های منحصر به فرد خود بودند. مثلا، به دلیل وجود سفارتخانه‌ها در محله دولت که ارگ و قسمتی از عودلاجان را دربر می‌گرفت و از توسعه شهر به سمت شمال شکل گرفته بود، غالب خارجی‌ها و اغنیاء در این محله سکونت داشتند. پر جمعیت‌ترین محله که بیشترین تعداد خانه، حمام عمومی، باغ و باغچه و یخچال را دارا بود، تابع محله سنگلج بود که در غرب شهر قرار داشت و به مرور محل سکونت اغنیاء شد. البته توجه به این نکته ضروری است که همانگونه که ذکر شد، فقیر و غنی در همه محله‌ها کنار هم دیده می‌شدند و حتی در محله‌های مرفه‌نشین دولت و سنگلج نیز طبقات پایین جامعه هم زندگی می‌کردند. چاله‌میدان که از لحاظ تعداد خانه بعد از آن قرار داشت، دارای حمام عمومی، مدرسه و یخچال به ‌مراتب کمتری بود که نشان از فقر اهالی چاله میدان در آن دوران دارد. محله دولت بیشترین تعداد دکان و محله بازار بیشترین تعداد کاروانسرا را داشت که نمایانگر رونق اقتصادی این دو محله می‌باشد. خارجیان بیشتر در محله دولت در رفت‌وآمد بودند، ضمن آن‌که بیشترین بزهکاری نظیر دزدی هم در همین محله اتفاق می‌افتاد، به دلیل آنکه اهالی آن متمول‌تر بوده‌‌اند. بیشترین آمار روضه‌خوانی، زیارت و تعزیه‌گردانی متعلق به محله بازار و عودلاجان بود و اختلافات مالک و مستأجر در محله بازار که محل اقامت تجار و کسبه بازار بود، بیشتر از سایر محله‌های تهران اتفاق می‌افتاد.

دوره پهلوی

دوره پهلوی اول

p12دوره پهلوی در میان دو انقلاب مشروطه و جمهوری اسلامی، دوره‌ای است که به سبب ورود ایران به مناسبات نظام سرمایه ‌داری جهانی از طریق نفت، تغییر رژیم سیاسی ایران و تحولات سریع تکنولوژی، چهره زندگی اجتماعی و اقتصادی و سیمای کالبدی تهران دگرگونی یافت و از یک شهر سنتی محصور در حصار و خندق به یک شهر جدید با ساختار نوینی مبدل شد. از سال ۱۳۰۰ ﻫ . ش، با کودتای رضاخان دوره جدیدی در کشور و پایتخت آن، تهران، به دلیل تثبیت دولت و امنیت نسبی آن آغاز شد. حکومت پهلوی در این دوره وظیفه تاریخی هدایت کشور به سوی نظام سرمایه ‌داری و مدرنیزاسیون همراه با نظام سیاسی اقتدارگرا را به‌عهده گرفت. در این دوره، جامعه ایران بر اثر ورود تکنولوژی و تمدن صنعتی غرب دست خوش تحولات شگرف اجتماعی – اقتصادی و به تبع آن شهرسازی شد. برخی این دوره را دوره نوگرایی، مدرنیزاسیون و به تعبیر دوره مشروطه «تجددگرایی» خوانده‌اند و برخی دیگر آن را «غرب‌گرایی» نامیده‌اند.

بدین ترتیب در فاصله سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ ﻫ . ش، دولت ایران قدرت خود را تثبیت کرد و با گسترش نهادهای دولتی، مؤسسات اجتماعی و اقتصادی جدید، زمینه دگرگونی ساختار جامعه فئودالی یا پیش سرمایه‌ داری ایران فراهم شد. نتایج کالبدی این پویش‌ها، در محیط‌های شهری از سال ۱۳۰۹ به تدریج نمایان گردید. در دوره دوم حکومت رضاشاه در فاصله سال‌های ۲۰-۱۳۱۰ دومین اقدام عمده بعد از عهد ناصری برای اصلاح شهر صورت گرفت که به لحاظ اجرایی پرتوان‌تر و ازنظر وسعت نیز دامنه‌دارتر بود. در سال ۱۳۰۸ ه.ش، مساحت تهران ۲۴ کیلومترمربع بود و یک سوم بافت شهری در بیرون از دیوارهای قدیمی شهر قرار داشت این در حالی است که در سال ۱۳۱۳ه.ش، با پر شدن خندق‌ها، وسعت شهر به ۴۶ کیلومترمربع رسید. درحالی ‌که، مرحله نخست توسعه شهر در دوران سلطنت ناصرالدین شاه یعنی در فاصله سال‌های ۶۰-۱۲۴۰ شمسی به احداث دیوارها و محله‌های جدید شهر محدود بود، اما دوره دوم توسعه از طریق طرح‌های بزرگ بازسازی تلاشی برای تغییر ریخت‌ شناسی مجموعه منطقه شهری محسوب می شد. بنا به برخی تعابیر، تهران از یک شهر شرقی بدون ارتباطات مناسب و با امکانات رفاهی اندک، به ‌طور بنیادی تجدید برنامه‌ریزی و تجدید ساخت می‌شد. همانند مرحله اول توسعه در عهد ناصری، مسیر خندق و دیوارها فضایی برای احداث بلوارهای عریض را فراهم کرد. همچنین خیابان‌های تازه‌ای احداث شد که از میان بخش‌های بافت قدیمیشهر عبور نمود و بدل به شریان­های اصلی حمل‌ونقل شد. با اضافه شدن بر تعداد ماشین‌ها در شهر و نیز گسترش شهر و قرار‌گیری مراکز شهری و ادارات دولتی در نقاط مختلف شهر، الگوی حرکت به‌تدریج از حرکت پیاده و با درشکه به حرکت با اتومبیل تغییر کرد و بنابراین شکل، نوع مصالح و عرض خیابان‌ها نیز تحت تاثیر همین تحول عمده، متحول شد. میادین نیز به گره‌های ترافیکی تبدیل شدند و این وجه تمایز آن‌ها از میدان‌ها و خیابان‌های قدیمی‌تر بود که در واقع محل ارتباطات عابران پیاده بودند.

p13بدین ترتیب، با تحمیل نظام جدید خیابان‌ بندی متشکل از شبکه‌ بندی خیابان‌های عریض درختکاری شده با تقاطع­های قائم الزاویه بر بافت قدیمی شهر، نیاز به تحرک بیشتر موجب دگرگونی بیشتر فضاهای شهری شد. شبکه خیابان­های شهری به گونه­ای احداث شده بود که از میان بسیاری از محله‌های قدیمی عبور می کرد و در برخی موارد موجب جدایی بخش‌های مختلف محله از هم می‌شد. این اقدامات تا حدی به ‌منظور شکستن ساختار اجتماعی موجود صورت می گرفت. در این دوره تقریبا تمامی خندق‌ها و دروازه­ها از میان رفت و بسیاری کوچه‌ها و معابر قدیمی تغییر شکل پیدا کرد و چهره شهر شکل منظم هندسی به خود گرفت. همچنین، رضاشاه به منظور وحدت بخشیدن و کنترل قلمرو شهر، یک شبکه حمل و نقل احداث کرد که هدف آن تبدیل شهر به شبکه‌ای باز به منظور جابجایی آسان کالا و سرمایه و غلبه بر فرقه گرایی ملوک الطوایفی موجود از طریق پیوند دادن محله­های مسکونی مجزا به یکدیگر بود.

 

 

 

 

p14در بین سال‌های۱۳۱۲ تا ۱۳۱۸، مؤسسات جدید آموزشی بزرگ مانند دانشگاه تهران، کالج آمریکایی البرز، و دانشسرای عالی ساخته شد، و بیمارستان‌های ارتش، هزار تختخوابی پهلوی و فیروزآبادی احداث گردید. ورزشگاه امجدیه، موزه ایران باستان و کتابخانه ملی نیز در همین سال‌ها تأسیس گردید. در شهر تهران تعدادی سینما، کافه، هتل و رستوران پدید آمد و به علت ورود اتومبیل و اتوبوس، خیابان‌ها سنگفرش و آسفالت شد و ساختمان‌های جدید با معماری نوین غربی چهره شهر را دگرگون کردند و تهران به شکل یک شهر جدید درآمد.

یکی از مهم‌ترین تغییراتی که در حوزه شهرسازی در این دوره در شهر صورت گرفت، ایجاد محور توسعه شرقی -غربی برایتهران بود. سه حوزه مهم سکونتگاهی ری، تهران و شمیرانات که در امتداد شمالی – جنوبی یکدیگر قرار داشتند، موجب شده‌بودند تا در دوره‌های گذشته مسیر توسعه تهران عموماً به شکل شمالی – جنوبی باشد. اما به جهت قرار داشتن موانع طبیعی در شمال (رشته کوه‌های البرز) و جنوب (کویر) امکان گسترش شمالی – جنوبی شهر تا حد زیادی محدود می‌شد. در این دوره با احداث خیابان شاهرضا در جهت شرقی – غربی شهر تهران به‌تدریج آغاز به گسترش در این جهت کرد.

حول محور شرقی – غربی خیابان شاهرضا و محورهای شمالی – جنوبی فردوسی و پهلوی و جاده قدیم شمیران، بیشترین ساختمان‌های جدید دولتی، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، دبیرستان‌ها و سفارتخانه‌های خارجی ساخته شدند. هتل و کافه بلدیه در چهارراه پهلوی افتتاح شد و هتل‌ها، کافه‌ها، سینماها و تئاترها و مغازه‌های لوکس درخیابان‌های شاه و لاله‌زار به‌وجود آمدند. در کنار گسترش کالبدی شهر که با تخریب آثار به جای مانده از قاجار همراه بود، به تدریج هویت گذشته تهران کمرنگ شد و در مسیر تازه‌ای پیش رفت و نظامات و مدنیتی که در خور زمان و اقتضای رژیم متمرکز بود، پدید آمد. در این دوره تخریب خانه‌ها و مغازه‌های قدیمی مردم و ویرانی برخی از آثار قدیمی شهر امری عادی بود. بسیاری از بناهای قدیمی ارگ سلطنتی به کارکردهای جدید دولتی تغییر یافتند و برخی از اعیان و اشراف نیز پیشقدم شده و اراضی و باغ‌‌های شخصی خود را تفکیک کرده و به خانه ‌سازی اختصاص دادند.

در این دوره به علت ضعف تاریخی سرمایه‌داری ملی، دولت انجام بسیاری از اقدامات مربوط به سرمایه‌ گذاری صنعتی و خدماتی را خود به عهده گرفت. روند نوگرایی که از زمان مشروطه آغاز شده بود، در دوره رضاشاه به تدریج تحقق یافت و الگوبرداری از کشورهای غربی راه رشد و توسعه شناخته شد. دولت برای نوسازی دستگاه‌های خود، وزارت‌ خانه‌ها و سازمان‌های عمومی و ارتش را تجدید سازمان نمود. مرحله اول صنعتی شدن در این دوره آغاز شد، به ‌‌طوریکه کارخانه‌های سیمان، بلورسازی، چیت‌ سازی، اسلحه ‌سازی، هواپیما‌سازی و کارخانه دخانیات و فرودگاه‌های قلعه ‌‌مرغی و دوشان‌تپه در پیرامون تهران ساخته شدند و ایستگاه راه‌آهن در سال ۱۳۱۳ افتتاح شد. ایجاد کارکردهای جدید، موجب بوجود آمدن محله‌های جدیدی در پیرامون قسمت قدیمی شهر شد، مانند ناحیه دروازه شمیران و عشرت‌آباد در شمال‌شرق، تخت جمشید- شاهرضا تا باغ صبا در شمال، نیروی هوایی در شرق، باغشاه در شمال‌غرب و دروازه قزوین تا بریانک در غرب. این محله‌ها بیشتر محل سکونت طبقات جدید کارگر و کارمند و صاحب منصبان اداری و نظامی بودند که به علت گسترش مؤسسات نوین صنعتی، اداری، نظامی و فرهنگی افزایش یافته بودند. شکل‌‌گیری این طبقات جدید که متأثر از تغییر نظام سیاسی و اقتصادی کشور به وجود آمده بودند، و سکونت آن‌ها در محله‌های جدید، گونه دیگری از محله‌ها، را در شهر تهران ایجاد کرد، آغازی بر تفکیک محله‌ها بر حسب طبقات اجتماعی بود. نقش شخصیت‌های متمکن در این محله‌ها بسیار کمرنگ‌ تر از محله‌های تهران ناصری بود. ساختار اجتماعی محله‌ دیگر بر اساس یک سلسله مراتب قدرت که در رأس آن خانواده‌های سرشناس قرار می‌گرفتند شکل نمی‌گرفت و شبکه‌ روابط اجتماعی به صورت افقی و میان خانواده‌هایی از یک قشر برقرار می‌شد. اما نقش ساختار قومی و خویشاوندی در شبکه روابط بسیاری از محله‌ها، خصوصا محله‌های کارگرنشین که اغلب حاصل مهاجرت‌های روستا ـ شهری بودند باقی مانده و قوت بیشتری نیز گرفت. محله‌هایی که در این دوره با سکونت این اقشار شکل‌گرفته‌اند، عمدتا در درون خود، مساجد، تکایا و صندوق‌های قرض‌الحسنه‌ای دارند که در زمان شکل‌گیری محله به عنوان انعکاس هویت قومی و جماعتی مهاجران ساکن در آن محله شکل گرفته است.

با وارد آمدن فشار بر نهادهای سنتی نظیر بازار، از آنجا که گذرهای قدیمی بازار به دلیل غیرقابل دسترس بودن با اتومبیل در معرض تهدید بازسازی قرار داشتند، خرده‌فروشان آنجا را ترک گفته و تشویق شدند که به حاشیه خیابان‌های جدیدالاحداث نقل مکان کنند. تمام املاک محله بزرگ قدیمی سنگلج که در سمت غرب ارگ حکومتی قرار داشت، خریداری و به قصد ایجاد بازار بورس در آن مکان با خاک یکسان شد. اما طرح مزبور اجرا نشد و بعدها پارک‌شهر در آنجا احداث گردید.

همچنین، از سوی دیگر، در جریان توسعه شتابان شهری، بسیاری از روستاهای شمال شهر (شمیرانات) تبدیل به محله‌های شهری شدند و ساکنین بخش‌های قدیمی شهر را در خود جای دادند. جابجایی ساکنین که از جنوب و پهنه‌های مرکزی شهر به شمال صورت می‌گرفت، نشان از جابجایی اقشار قدیمی داشت که به لحاظ تفاوت‌های اجتماعی و فرهنگی که در جریان مهاجرت‌ها صورت گرفت تمایل به سکونت در جای دیگر داشتند. پس از بروز مهاجرت‌ها از اقصی نقاط ایران به تهران از آغاز دوره پهلوی (که از سال‌های آغازین دوره پهلوی دوم  بر سرعت آن افزوده شد و در جریان اصلاحات ارضی و تحولات پس از آن به اوج خود رسید)، به‌ تدریج عده‌ای از ساکنین مرفه شهر، مناطق شمالی تهران و محدوده شمیران (که تا آن زمان کمتر سکونت در آن شکل گرفته‌بود) را به‌عنوان محل سکونت خود برگزیدند و تلاش کردند تا خود را از این تازه ‌واردین که هنجارها و شیوه زندگی آنان را برای زندگی در شهر نمی پسندیدند، هرچه بیشتر دور کنند.  آغاز قطبی شدن شدید شهر و تفکیک شهر بر اساس اقشار اجتماعی ساکن در بخش‌های مختلف شهر، مربوط به همین دوره است.

برخی از محله‌های شکل گرفته در این دوره به شرح زیرند؛

محله تخت جمشید (تقریباً اراضی خیابان طالقانی فعلی را شامل می‌شود): این محله «اعیان‌نشین‌ترین» محله نوپدید در دوران پهلوی اول است که در آن خانه‌های رجال،‌ دانشگاه و سینما و کافه رستوران‌ها و مراکز فرهنگی – اجتماعی تازه‌ای ایجاد شد. بسیاری از افراد صاحب نام،‌ به‌تدریج از محله دولت به این محله کوچ کردند.

محله اراضی مظفری؛ این اراضی وسیع که از شمال به اراضی طرشت و از شرق به تهران و از غرب به اراضی مهرآباد و از جنوب به بریانک محدود می‌شد، در دوران پهلوی اول به صورت منتظم با ایجاد خیابان‌های موازی تقسیم و به مرور (بخشی از آن در دوره بعد ساخته شد) به ساخت‌وساز خانه اختصاص یافت و بدین ترتیب محله سلسبیل پدید آمد. فرق این محله با محله تخت جمشید این بود که اقشار متوسط رو به پایین در آن ساکن شدند.

فاصله بین سال‌های ۱۳۴۰-۱۳۲۰

پس از شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران توسط قوای متفقین در جنگ جهانی دوم، مقارن با اوایل حکومت پهلوی دوم، دهه‌ای بحرانی برای کشور آغاز شد. از همان آغاز به علت جنگ و بیکاری، فقر و گرسنگی چهره خود را نشان داد و مهاجرت به تهران شدت یافت که همین امر به تشدید قحطی و بیکاری دامن زد. در فاصله سال‌های ۱۳۲۸-۱۳۲۱، نزدیک به ۳۰۰ هزار نفر به جمعیت شهر افزوده شد و جمعیت تهران به یک میلیون نفر بالغ گردید. در نتیجه، مسأله مسکن و داشتن سرپناه روز به روز بیشتر به یک نیاز عمومی و اساسی تبدیل گردید و توسعه تهران بسیار سریع و خارج از کنترل صورت گرفت. این رشد، به‌ صورت توسعه آزاد شهر در اراضی پیرامونی و رشد روستاهای حومه و شهرک‌های اقماری بروز کرد که به تدریج در اثر موج‌های جدید مهاجرت گسترش یافته و در درون بافت شهری ادغام شدند. محله‌‌های تازه در خارج از محدوده قانونی شهر از هر سو با رشد بی رویه و غیر معمول پدیدار گشت. رشد سریع و بی‌سابقه شهر موجب از بین رفتن باغات حومه و درون شهری گردید که به قطعات کوچک تفکیک و ساخته می‌شدند.

در این میان، جداسازی سکونت‌گاه‌های حومه از یکدیگر برمبنای جداسازی جغرافیایی طبقات اجتماعی انجام می‌شد. گروه‌های مختلف اجتماعی براساس شکاف فزاینده شمال – جنوب ازنظر مکانی نیز ساماندهی می‌شدند. این ویژگی بارز ساختار شهرنشینی در تهران تا حدی ریشه در نخستین دگرگونی بافت شهری داشت که در مراحل بعدی نیز تشدید شد. فرآیند حومه‌ نشینی که از دوران قاجار، با احداث باغ‌های بزرگ اعیان و اشراف در بیرون شهر آغاز شده بود، تشدید شد، به ترتیبی که بازرگانان محل سکونت خود را از محله بازار که محل کسب‌شان نیز بود به مناطق حومه شمالی و غربی که آب و هوای بهتری داشت، منتقل کردند و بدین ترتیب روند تخریبی بافت قدیمی آغاز گردید که تا به امروز همچنان ادامه دارد.

تراکم جمعیتی مناطق جنوبی در سال ۱۳۳۵، ۶۱۰ نفر در هکتار بود ولی تراکم در مناطق شمالی همچنان در سطح پایینی قرار داشت. به تدریج خصوصیات محله تغییر کرده و دچار دگرگونی شد. از سال ۱۳۳۲ به بعد به دلیل توسعه­های شهری، عمومیت پیدا کردن استفاده از اتومبیل­ و احداث خیابان‌های جدید، شکل محله­ها از فرم ارگانیک و نامنتظم به منتظم تغییر یافت. این موضوع علاوه بر شکل، بر کیفیت جریان زندگی محله­ای نیز تاثیر گذاشت. از محله‌های تازه‌ای که در این دوره پدید آمد، می‌توان تهران‌نو در شرق تهران را نام برد. در این هنگام مردم در حومه‌های شرق و جنوب تهران دست به تصرف اراضی بایر زده، شروع به دیوارکشی و ساختمان‌ سازی نمودند و آن را «مفت‌آباد» نام نهادند. این اقدام بی‌سابقه مردم و ساختمان‌های بی‏ضابطه‌ای که در اراضی متصرفی ساخته می‌شد، دولت را بر آن داشت تا در سال ۱۳۳۱، با استفاده از اختیارات قانونی خود لایحه ثبت اراضی تهران را تصویب نموده و بانک ساختمانی را تأسیس نماید. از اقدامات این بانک، به‌منظور پاسخگویی به تقاضای بالا برای مسکن، احداث کوی یوسف‌آباد، نازی‌آباد و نارمک بود. طراحی شهری و اجرای این محله‌‌ها فصل نوینی در شهرسازی تهران به شمار می‌رود. در این محله‌های جدید، معمولاً خدمات اولیه و موردنیاز مردم در حاشیه خیابان‌ها و یا محل تلاقی معابر تأمین می‌شد اما برای تأمین نیازهای بیشتر خدماتی، ساکنان ناگزیر از مراجعه به مرکز شهر بودند. این محله‌ها که با سکونت طیف اقشار متوسط شهری شکل ‌گرفتند، از نمونه‌های موفق شکل‌گیری محله‌ در دوران جدید و تداوم آن تاکنون هستند. اقشار ساکن در این محله‌ها الگوهای رفتاری‌شان تابع نظام‌ ارزشی جدید، کوچک شدن بعد خانواده و اهمیت حیطه خصوصی خانواده بود. این گروه از ساکنان اغلب به واسطه شباهتشان در موقعیت اجتماعی و توان مالی که در شهر تهران داشتند در کنار یکدیگر قرار گرفته‌ بودند و نه بر اساس مناسبات قومی. به همین سبب، این بار می‌بایست عامل دیگری سبب ‌ساز شکل‌گیری پیوندهای اجتماعی میان آن‌ها می شد. طراحی شهری نقش مهمی در این امر ایفا کرده است. از یک ‏سو با ایجاد فضاهای متعدد محله‌ای در مقیاس‌های مختلف در این محله‌ها، امکان شکل‌گیری روابط چهره‌‌به‌چهره میان ساکنان را به وجود آورده و از سوی دیگر، نوعی حس یکپارچگی فضایی برای اهالی ایجاد کرده ‌است و از این منظر تصویر ذهنی از حدود محله در ذهن ساکنین ایجاد کرده‌است. این عوامل به موازات منزلت یافتن این محله‌ها به سبب سکونت اقشار متوسط که در زمان شکل‌گیری‌ این محله‌ها، واجد منزلت اجتماعی مناسبی در ساختار اجتماعی تهران بودند، زمینه تداوم سکونت در این محله‌ها را فراهم کرده و این امر خود به پررنگ شدن سرمایه اجتماعی در درون این محله‌ها منجر شده است.

در فاصله سال‌های ۱۳۴۱-۱۳۳۲، روند توسعه تهران با ایجاد شهرک‌های تهران‌پارس در شرق نارمک و نیز شهرآرا، تهران ویلا و گیشا در غرب تهران ادامه یافت. اجرای سیستم آب لوله‌ کشی تهران در سال ۱۳۳۴ و شرکت واحد اتوبوسرانی در همین سال موجب توسعه مسکونی تهران در حومه‌ها در بخش‌های شمالی، شرقی و غربی شد.

دهه ۴۰ به بعد

از دهه ۴۰ به بعد، به دلیل تغییر و تحولات اقتصادی و اجتماعی و به دلیل دگرگونی‌های ساختارهای اقتصادی و اصلاحات ارضی و نیز افزایش قیمت نفت صادراتی و ایجاد مشاغل جدید در بخش‌های صنعت و خدمات به‌خصوص از سال‌ ۱۳۴۵ به بعد، جمعیت تهران با حضور مهاجرین جویای کار به‌صورت بی‌سابقه‌ای افزایش یافت و جمعیت شهر روز به روز بیشتر شد. در نتیجه، شهرنشینی در تهران دست خوش تحولات بنیادی تر گردید. اجرای برنامه‌های عمرانی، بهبود زیرساخت‌های شهری و سرمایه‌ گذاری‌های صنعتی، تهران را به یک کلانشهر مدرن مبدل ساخت و موجب جذب نیروی کار غیرماهر روستایی و شاغلین فنی و ماهر به ویژه در تهران گردید. تهران در آغاز دهه ۴۰ نزدیک به دو میلیون نفر جمعیت داشت.

در روند روبه رشد افزایش مهاجرت، به تدریج ساکنین اصلی شهر از مهاجرین جدا شدند و در بخش‌های شمالی شهر اسکان گزیدند و مکان‌های اسکان قبلی آن‌ها مأمن سکونت مهاجرینی شد که هر روز بر تعداد آن‌ها افزوده می شد. درنتیجه، در اثر موج مهاجرت، شهر تهران توسعه یافته و عمدتا به سوی شمال گسترش یافت و محدوده­هایی نظیر شمال خیابان انقلاب و محورهای تخت جمشید و تخت طاووس مکان‌هایی برای استقرار ساکنین قدیمی شهر شد که تمایل داشتند فاصله خویش را با مهاجرین حاشیه­نشین حفظ نمایند. در سال ۱۳۵۱، حدود ۴۰ درصد مهاجرین تهران از روستاها و ۶۰ درصد آن‌ها متولدین مناطق شهری دیگر کشور بوده‌اند. بدین ترتیب، شکاف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بین گروه‌های جمعیتی شهر تهران عمیق‌تر شد و جدایی گزینی اقشار اجتماعی و شکاف فرهنگی شمال و جنوب شهر بیشتر گردید. علل جدایی ساکنان از تازه‌واردین را این ‌گونه می‌توان تحلیل کرد؛

۱- غلبه کمی آن‌ها: جمعیت مهاجران پس از اصلاحات ارضی به اوج خود رسیده بود. در نتیجه تاثیرگذاری جماعات شهری بر آن‌ها به سادگی قبل از آن نبود.

۲- از دیدگاه کیفی نیز، این مهاجران اغلب روستایی بودند و این امر به معنی تفاوت‌های قابل ملاحظه آنان با ساکنان شهرنشین تهرانی از منظر اجتماعی بود و این دو نکته موجب کاهش تمایل ساکنان قدیمی برای زندگی در کنار مهاجران تازه‌وارد شد.

۳- ‌همچنین با توجه به گسترش دیوانسالاری دولتی و بزرگ شدن دولت در اثر افزایش درآمدهای نفتی، از اواخر دهه ۱۳۴۰ بسیاری از پهنه‌های مرکزی شهر به‌ تدریج به عملکردهای کلان ‌شهری و ملی اختصاص یافت. با توجه به مراجعه فرامحله‌ای به این ادارات و سازمان‌ها، و مشکلاتی که حضور این مراکز برای بافت‌های مسکونی مجاور پدید می‌آورد، کیفیت سکونت در این پهنه‌ها افت کرد و پهنه‌های مذکور به ‌تدریج یا به پهنه‌هایی با عملکرد غالب غیرمسکونی تبدیل شدند، و یا ساکنین قدیمی خود را از دست داده و ساکنینی با رده‌های پایین‌تر اجتماعی – اقتصادی (نسبت به ساکنین قدیمی این پهنه‌ها) در آن‌ها ساکن شدند. بدین ‌ترتیب پهنه‌های مرکزی تهران به ‌تدریج در دهه‌های بعد به پهنه‌هایی با عملکرد غالب فعالیتی بدل شدند.

در سال‌های ۵۷-۱۳۵۱ بر اثر افزایش درآمد نفت، تهران به ‌صورت بزرگترین قطب اقتصادی و اجتماعی کشور در آمد و تبدیل به یک کلانشهر بین‌المللی شد. ایجاد صنایع بزرگ مونتاژ، تأسیسات بزرگ اداری، خدماتی و آموزش عالی، ورزشگاه‌های بزرگ، فرودگاه و بانک‌های بین‌المللی، تهران را بیشتر گسترش داد. اتوبان‌های پارک‌ وی، شاهنشاهی، افسریه و ایوبی، نواحی شرق، غرب و شمال تهران را به یکدیگر پیوند داد و اراضیپیرامون آن‌ها تبدیل به محوطه‌های شهری جدید شد. این عوامل در کنار یکدیگر موجب توسعه و گسترش شهر و ایجاد شهرک‌های مدرنی همچون اکباتان، لویزان، شهرک غرب، شهرک شوش، دولت‌آباد، واوان و ده‌ها کوی مسکونی دیگر شدند.

به دلیل نفوذ مهاجرین در بافت اجتماعی شهر و اختلاط فرهنگ آن‌ها با فرهنگ شهرنشینی و نیز جابجایی ساکنین قدیمی شهر از مکانی به مکان دیگر و همچنین شکل­گیری مناطق جدید توسط مهاجرین و یا ساکنین قدیمی در توسعه جدید شهری تهران، جریان زندگی شهری و رونق حیات مدنی در شهر تضعیف شد. در مناطق جدید شهری که هنوز تداوم سکونت در آن‌ها پدید نیامده ‌بود، سال‌ها طول می‌کشید تا چنین رونقی ایجاد گردد و از سوی دیگر در برخی پهنه‌های قدیمی شهر نیز ساکنین قدیمی جای خود را به ساکنین جدیدی می‌دادند که همین موضوع موجب تضعیف جریان زندگی شهری در سطح شهر می شد. سرعت کاهش چنین جریانی در مقیاس محله­ای بالاتر و مشهودتر بود. پهنه‌های قدیمی­تر شهر تهران که دارای محله‌هایی با سابقه طولانی زیستی و تاریخی بودند، به دلیل جابجایی­های جمعیتی در شهر، مکان استقرار نسل اول مهاجرین شدند و به‌دلیل عدم تداوم سکونت این مهاجرین در شهر و در کنار شهرنشینان قدیمی‌تر تهرانی، جریان زندگی شهری و مراودات اجتماعی در این محله‌ها تضعیف شد. به‌طور مثال، در پهنه امیریه سکونت از سال‌ها پیش شکل‌گرفته و میان ساکنان قدیمیاین پهنه روابط و مراودات اجتماعی برقرار شده ‌بود، اما با شکل‌گیری این موج جدید مهاجرت به تهران، به‌ تدریج اهالی قدیمی این پهنه آن را ترک کرده و ساکنین جدید که عموماً از مهاجرین بودند، جایگزین ایشان شدند. بدین‌ ترتیب سرمایه اجتماعی شکل ‌گرفته میان این ساکنین قدیمی از میان رفت. در مناطق نوپایی مانند نارمک و تهرانپارس که در این زمان محله‌هایی نوپا در سطح شهر محسوب می شدند نیز سال‌ها زمان نیاز بود تا با شکل‌گیری تداوم سکونت، سرمایه اجتماعی و جریان حیات مدنی ایجاد شود. بدین­ترتیب، تضعیف جریان زندگی شهری در تهران از دهه ۴۰ با جریان مهاجرت­های بی­رویه آغاز شده و به سرعت گسترش یافت، به ‌طوری که با گذر زمان به تدریج اکثریت جمعیت تهران را مهاجرین تشکیل دادند و از نظر تبارشناسی، درصد جمعیتی از ساکنین تهران که حداقل سه نسل قبل از آن‌ها در تهران سکونت داشتند، بسیار پایین آمد.

تحولات پس از وقوع انقلاب اسلامی

p15تنها اندکی پس از انقلاب اسلامی، ایران دچار جنگی ناخواسته و تحمیلی با عراق شد. این جنگ در بسیاری عرصه‌ها و از جمله در جریان شهرنشینی تاثیرات قابل توجهی را بر جای گذارد. به‌دنبال بروز جنگ، طبیعتاً توان دولت نوپای شکل‌گرفته پس از انقلاب برای توزیع امکانات در روستاها و نقاط دورافتاده به شکل قابل ملاحظه‌ای کاهش یافت. همین موضوع سبب شد تا روند مهاجرت از روستاها و نقاط دورافتاده به شهرها که از اوایل دهه ۱۳۴۰ به شکل محسوس درآمده بود، تشدید شود. علاوه بر آن، زندگی در برخی نقاط بخش‌های غرب و جنوب غرب کشور با توجه به مجاورت با مرز عراق و قرار داشتن در مناطق جنگی، بسیار دشوار شده و بسیاری از ساکنان این مناطق جنگی نیز ناچار شدند با رها کردن خانه و زندگی خود، به‌ طور موقت یا دائم به شهرهای دورتر از منطقه نبرد مهاجرت کنند. این مهاجرین که در دهه ۱۳۶۰ به «جنگ‌زده» مشهور شدند، در بسیاری شهرهای کشور ناچار شدند با حداقل امکانات و در سکونت‌گاه‌های موقتی تا پایان جنگ زندگی کنند و با توجه به طولانی شدن جنگ، برخی از آن‌ها پس از پایان جنگ نیز در همین کلان‌شهرها ماندگار شدند.

به این ترتیب موج مهاجرت جدیدی در این برهه بروز کرد که همچون موج قبلی مهاجرت‌ها (در دهه ۱۳۴۰) جهت آن از روستاها و شهرهای کوچک به سوی شهرهای بزرگ، و سرعت آن به حدی زیاد بود که امکان برنامه ‌ریزی برای سامان دادن به اسکان این مهاجرین جدید را نمی‌داد. این بار نیز شهر تهران با توجه به تمرکز امکانات، بیشترین تعداد مهاجرین را به خود جذب کرد. همانگونه که ذکر شد، بسیاری از مهاجرین پس از بروز جنگ از سر ناچاری و برای نجات جان خود ناچار شدند، خانه و زندگی‌شان را رها کرده و به شهرهای مرکزی‌تر مهاجرت کنند. بدین‌ترتیب این مهاجرین نه دارای امکانات اقتصادی لازم برای زندگی در شهر بودند و نه پیش‌بینیشغلی را برای خود در شهر کرده بودند. سایر مهاجرین از نقاط دورافتاده نیز به دلیل فقدان یا کمبود امکانات اولیه و عدم توانایی دولت در خدمات رسانی به شهرهای بزرگ (و از جمله تهران) مهاجرت کرده‌بودند و بدین ‌ترتیب اقشار اجتماعی که در این دوره به شهر مهاجرت کردند نیز همانند موج مهاجرت پس از دهه ۱۳۴۰ آشنایی چندانی با فرهنگ و هنجارهای شکل‌گرفته نزد شهرنشینان قدیمی تر نداشتند. با توجه به توان اقتصادی محدود، این مهاجرین در حاشیه‌های شهر و یا سکونتگاه‌های موقتی ساکن شدند. بدین‌ترتیب جمعیت تهران بار دیگر به نحو چشمگیری افزایش یافته و مهاجرت، موجب گسترش بدون برنامه شهر شد.

با توجه به پر شدن اغلب بخش‌های مرکزی و حتی حاشیه‌های شرقی تهران در جریان موج مهاجرت پس از سال ۱۳۴۲، در جریان گسترش پس از انقلاب شهر تهران، این بار نوبت به حاشیه‌های غربی شهر تهران بود که گسترش پیدا کرده و به شهر منظم شوند. در جریان این گسترش، شکاف شمال شهر/جنوب شهر تقویت شد و با توجه به نسبت بالای مهاجرین به شهرنشینان قدیمی در این دوره، و نیز برخی دلایل فرهنگی و سیاسی دیگر، جریان تضعیف ارزش‌های مدنی در این دوره نیز شدت یافت.

پس از پایان جنگ و آغاز دوران بازسازی پس از جنگ، به تدریج میزان رشد جمعیت کلان‌شهرهایی چون تهران کاهش یافت و از اواخر دهه ۱۳۷۰ جمعیت ساکن در شهر تهران به‌ طور نسبی تثبیت شد. اگرچه هم‌ اکنون آمارهای دقیقی از میزان مهاجرت به شهر تهران در دست نیست، اما با توجه به اینکه میزان رشد جمعیت شهر تهران، از رشد طبیعی جمعیت آن کمتر است، به ‌نظر می‌رسد که تهران علاوه بر عدم پذیرش مهاجرین از شهرستان‌ها، به شهری مهاجر فرست نیز بدل شده‌است. از جمله دلایل مهم این مهاجرت‌ها می‌توان از سرانه بالاتر هزینه زندگی در تهران و نیز بالاتر بودن قابل توجه میزان تورم در تهران نسبت به شهرستان‌ها نام برد که سکونت در آن را بخصوص برای اقشار دهک‌های پایین درآمدی دشوار می‌کند. با توجه به این موارد و (همانگونه که ذکر شد) علی‌رغم در دست نبودن آمارهای دقیق، می توان انتظار داشت با بسامان شدن نسبی اوضاع و امکان تهیه حداقل امکانات زندگی در شهرستان‌ها، مهاجرت‌های پراکنده‌ای در جهت معکوس از تهران به شهرستان‌ها صورت بگیرد، یا حداقل موج مهاجرت به تهران برخلاف دهه‌های قبل به‌شدت تنزل کند. به هر ترتیب اکنون به نظر می‌رسد با تثبیت نسبی جمعیت شهر تهران در دهه ۱۳۸۰ و نیز آشنا شدن و تطابق یافتن نسل‌های دوم و سوم مهاجرینی که در طی دهه‌های گذشته به تهران مهاجرت کرده ‌بودند، اکنون امکان برنامه‌ریزی برای آینده شهر تهران و ارتقاء کیفیت زندگی شهری در آن مهیا شده‌است.

وجه تسمیه محله‌ها

در خصوص ریشه‌ نام‌گذاری یا ریشه‌شناسی نام محله‌ها، می توان ریشه نام‌های متفاوتی را برای محله‌های شهر تهران برشمرد. با توجه به گوناگونی معیارهای نام گذاری، به برخی از این معیارها در ادامه پرداخته شده‌است. با تقسیم ‌بندی محله‌ها برحسب زمان پیدایش در دو دوره پیش و پس از تخریب حصار طهماسبی، تلاش کرده‌ایم وجه تسمیه‌های محله‌های مختلف را با ذکر مثال‌هایی مورد مطالعه قرار دهیم:

محله‌های تهران در دوره قاجار ( پیش از تخریب حصار طهماسبی)

چنانچه اشاره شد، از اواسط دوره قاجار افزایش جمعیت و به تبع آن ساخت‌و ساز شتاب فراوانی گرفت. بنابراین در این دوره شهر، شاهد تولد تدریجی محله‌هایی نو بود که از منظر ریشه نام گذاری به چند گروه تقسیم می‌شوند؛

– محله‌هایی که با ویران شدن باغ‌ها و بستان‌ها پدید آمدند؛

محله باغ امین در عودلاجان، محله باغ خسروخان در سنگلج، ‌محله باغ امین حضور، محله باغ پسته‌بک

– محله‌هایی که بر اثر سکونت اقوام مهاجر پدید آمدند؛

محله باجمانلوها در سنگلج، محله ترکمان‌ها،‌محله عرب‌ها در چاله‌میدان و عودلاجان، محله قمی‌ها

– محله‌‌های اطراف امامزاده‌ها؛ ‌

محله امامزاده یحیی

– محله‌هایی که به سبب وجود بناها و یا عنصر دیگری نام گرفتند؛

بنای منار: (محله پامنار)، ‌چنار خون ‌بار سید ولی: (محله پاچنار)، جبه‌خانه: (‌محله جبه‌خانه)، چال‌حصار: (محله چال‌حصار)، محله حیاط شاهی، مظهر چشمه حاج علی‌رضا: (‌محله بالا و پایین سرچشمه)، فیلخانه شاهی: (محله فیلخانه)، پل نهر دولاب” به لهجه تهران قدیم پول”:‌ ( محله سرپولک)، قورخانه: ( محله قورخانه کهنه)، کاروانسرای زغالی (محله زغالی)، گود زنبورک‌خانه” زنبورک نوعی سلاح قدیمی نظیر خمپاره بود که بر شتر حمل می کردند”: (محله زنبورک‌خانه)

– محله‌هایی که به خاطر سکونت جمعی خاص پدید آمدند؛

محله سادات،‌ محله ارامنه،‌ محله کلیمیان ( کلیمی‌ها یا یهودی‌ها)، گود عرب‌ها

– محله‌هایی که با سکونت صنفی خاص پدید آمدند؛

محله شاه غلامان

 – محله‌هایی که مجاور دروازه‌های عتیق ساخته شدند؛

محله دروازه شمیران ( بعدها محله شمیران و بر اثر کثرت استعمال به تخفیف محله شمران گفته می‌شد.) در شمال محله عتیق عودلاجان، محله دروازه نو در جنوب محله عتیق بازار

– محله‌هایی منسوب به اشخاص مشهور؛

محله نصیرالدوله در عودلاجان، محله نوروزخان در بازار

محله‌هایی که پس از فروپاشی حصار طهماسبی پدیدار شدند؛

– محله دولت: این محله مهم‌ترین محله تهران قدیم به‌ شمار می رود که در دوره ناصری به وجود آمد. علت نام گذاری این محله به دولت این است که این محله در دوره قاجار (و حتی اوایل دوره پهلوی) سکونتگاه رجال دربار بود. علاوه بر آن تمامی سفارتخانه‌های اروپایی و بازرگانان ایرانی و خارجی در این محله اقامت کرده و این محله خاستگاه تجارت نو و مشاغل نوظهور گردید. مشاغلی چون کافه رستوران‌ها، سینماها، تئاترها و نمایشخانه‌ها، نخستین بار در این محله پا به عرصه وجود نهادند.

– محله‌هایی که در مجاورت دروازه‌ها تشکیل گردیدند ( قابل ذکر است این محله‌ها خارج از حصار طهماسبیتشکیل شدند و منسوب به دروازه‌های چهارگانه عتیق نیستند،‌ بنابراین نباید آن‌ها را با محله‌ای نظیر محله دروازه شمیران که در محله عتیق عودلاجان قرار داشت، اشتباه کرد) ؛

محله دروازه قزوین، ‌محله دروازه دولاب،‌ محله بیرون دروازه حضرت عبدالعظیم

– محله‌هایی که به بنایی منسوب بودند؛

سر قبر آقا ( آرامگاه امام جمعه تهران):  محله سر قبر آقا

مریضخانه دولتی ( بیمارستان سینای کنونی): محله مریضخانه

– محله‌هایی که به افراد نامدار منسوب بودند؛

محله آقا (حاج) شیخ هادی، محله یوسف‌آباد (میرزا یوسف مستوفی‌الممالک)

– محله‌های وسیعی که بر اثر توسعه محله‌های عتیق در جریان توسعه شهر با احداث حصار ناصری پدید آمدند؛

محله تابع بازار در جنوب محله بازار، محله تابع محله سنگلج در غرب آن (که بعدها به دلیل سکونت رجال و صاحب‏منصبان و نجبا به امیریه معروف شد)، محله تابع محله چاله‌میدان که در جنوب آن ساخته شد.

 

در حال حاضر محله‌های شهر تهران بر اساس وجه تسمیه به چند گروه تقسیم می‌شوند؛

محله‌هایی که نام آن‌ها برگرفته از نام آبادی‌هاست؛ نام این آبادی‌ها یا بر اساس نام شخصی بوده که آن مکان را آباد کرده مانند امیرآباد که میرزا تقی خان امیرکبیر آن را احداث کرد و یا الهیه که میرزا جعفر حکیم الهی در آن به آبادانی پرداخت.

و یا اینکه بر اساس ویژگی‌های طبیعی و جغرافیایی به این نام شهرت یافته است مانند چیذر به معنی زرخیز به دلیل حاصلخیز بودن خاک این منطقه و وجود باغ میوه و پونک به دلیل اینکه در این منطقه پونه زیاد می‌روییده است.

محله‌هایی که نام آن‌ها بر گرفته از وقایع تاریخی است. مانند هفت تیر، سی‌تیر

محله‌هایی که بر اساس اسامی اشخاص نام گرفته‌اند؛ مانند جمالزاده، گاندی

محله‌ای که با توجه به وجود یک فضای مذهبی – آئینی در آن نام‌گذاری شده مانند محله امامزاده قاسم

محله‌هایی که با توجه به قرارگیری در نزدیکی یک عملکرد شهری شاخص به نام آن خوانده می‌شوند، مانند محله دانشگاه تهران و یا محله نیرو هوایی

محله‌هایی که بدون معیار مشخصی صرفاً نام  گذاری شده‌اند معمولاً این محله‌ها شهرک‌هایی طراحی شده‌اند که نام آن‌ها علت خاصی ندارد؛ مانند شهرک آپادانا، شهرک اکباتان

با این وجود شهرک‌هایی وجود دارند که بر اساس نام اشخاص بوده‌اند مانند شهرک شهید فکوری و یا مجتمع‌هایی که توسط سازمان‌هایی به منظور سکونت کارکنان این سازمان‌ها احداث شده‌اند؛ ‌مانند مجتمع مسکونی سازمان هواپیمایی کشوری و یا مجتمع مسکونی فرهنگیان.